بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٨٧ - محور سوم اصلاح نظام معرفتى بشر
«هرمنوتيك»[١] و «برداشت هاى مختلف از دين» و«نفى جزميت» شكل مىگيرد كه در آن، همه چيز قابل ترديد است و هيچ برداشتى قطعى و نهايى نيست و مى توان برداشت هاى ديگرى نيز ـ آن گونه كه مايل هستيم ، نه آن گونه كه دين مىگويد ـ داشت ،
و آنگاه كه ارضاى غريزه ى جنسى را ملاك عمل قرار مى دهد، نظريه هاى «آزادى جنسى» و «هم جنس بازى» مطرح مىشود كه در آن ، بشر تابع هيچ منطقى جز منطق شهوت نيست ;
و آنگاه كه دين را مانع سلطه گرى ورياست طلبى وزياده خواهى ودغل كارى خود مى بيند،نظريه ى«سكولاريزم» و«جدايى دين از دولت» وهمچنين نظريه ى«محدود بودن مأموريت دولت ها به تأمين امنيت شهروندان و خارج بودن مسؤوليت دينى،از قلمرو مأموريت دولت ها»شكل مى گيردكه براساس آن، سياست بر پايه ى دين تنظيم نمىشود و دولت ها درحفظ و ارتقاى ديانت مردم هيچ مسؤوليتى ندارند ومانع دين از سر راه دنيا طلبى آنان برداشته مىشود .
اين نمونه ها و نمونه هاى متعدد ديگر،همگى نشان گر اين نكته اند كه ماشين نظريه پردازى بشر ، در حال تئوريزه كردن هوس هاو تمايل هاى نفسانى است.درحقيقت ، نظريه پردازى تابع هوس شده است وبه جاى آن كه«هدايت گر» انسان در مسير پر خطر زندگى باشد ، «توجيه گر» نفس پرستى انسان شده است. آيا بشر اين گونه به سعادت مى رسد ؟ آيا با اين روند ، آينده اى روشن در انتظار اوست ؟ آيا اين يك فساد نيست ؟ آيا اين فساد نيازمند اصلاح نيست ؟
اما در انديشه ى دينى ، معرفت از سرچشمه ى توحيد سرازير و هدايتگر انسان مىگردد. بشر به وسيله ى آن به سعادت مىرسد و از هلاكت
[١]-Hermeneutics .