بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٤٩ - ٤ ـ ١ـ ابعاد شخصيّت امام مهدى (عج)
«نمونه ى پنجم» : امام دوازدهم مى خواست پيروانش را از نفوذ «قرامطه» حفظ كند و حكومت وقت را وادار سازد تا بين قرامطه و طرفداران وى تفاوت قائل شود. شايد به همين دليل باشد كه گفته مى شود آن حضرت نامه اى به سفير دومش نوشت. دومين سفير توقيع امام را از طريق وكيلش «اسحاق بن يعقوب» بين اماميه پخش كرد.
«نمونه ى ششم» : بر حسب روايت كلينى، جاسوسان وزير «عبيد الله بن سليمان» كشف كردند كه اماميّه، امامى دارند كه فعاليت هاى ايشان را مخفيانه رهبرى مى كند.
كلينى تاريخ اين روى داد را ذكر نكرده است ولى ما مىدانيم كه عبيدالله بن سليمان، خدمت به خليفه «المعتمد» را تا سال ٢٨٨ هـ . ق .[٢] ادامه داد. پس اين حادثه در بين سال هاى ٢٨٢ و ٢٨٨ هـ . ق .[٣] بايد رخ داده باشد.
با استفاده از اين روايت روشن مى گردد كه جاسوسان عباسى به اين نتيجه رسيده بودند كه امام يازدهم داراى جانشينى مى باشد كه فعاليت هاى مخفى پيروانش را هدايت مى كند، ولى آن ها نسبت به محل اقامتش مطمئن نبودند. بنابه نقل «راوندى»، گزارشى به خليفه رسيد حاكى از اين كه امام دوازدهم، در خانه ى پدرش در سامرا اقامت گزيده است. خليفه نمى خواست خبرى از اين اطلاعاتش به دست اماميّه بيافتد، از اين رو خود، سه تن از سپاهيان ويژه اش را به سامرا اعزام كرد.
«نمونه ى هفتم» : يك هفته پيش از وفات «سمرى» چهارمين سفير، توقيع زير از ناحيه ى امام دوازدهم صادر گرديد: «خدا به برادرانت از ناحيه ى تو (درباره ى ارتحالت) پاداش خير دهد، چه در حقيقت بعد از شش روز، رحلت خواهى نمود. پس امورت را سامان ده، و كسى را براى جانشينى ات، پس از وفات، منصوب ننما. غيبت دوم هم اكنون جريان مى يابد; تا زمانى مديد; و هيچ ظهورى نمى تواند تحقق يابد، جز آن گاه كه خدا اجازه فرمايد، زمانى كه دل ها را قساوت فرا گرفته باشد و عالم همه بيداد باشد. و [از اين پس گاه باشيد كه ]اگر كسى نزد شيعيان من آيد و ادعا كند كه مرا ديده است، بر حذر باشيد از هر مدعى ديدار من، پيش از طغيان سفيانى، و غريو آسمان! زيرا وى دروغگوى تهمت زننده است».[٤]
[١]ـ توقيع به معنى نشان دادن نامه مىباشد، نامه هاى امامان معصوم(عليهم السلام) خصوصاً آنهايى كه از ناحيه ى مقدس حضرت صاحب الامر(عليه السلام)صادر شده و يكى از سفيران چهارگانه آن را ابلاغ كرده است، به «توقيعات» مشهور شده است م .
[٢]ـ ٩٠٠ م .
[٣]ـ ٨٩٥ و ٩٠٠ م .
[٤]ـ م . حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ١٣٤ .