بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٧٨ - محور دوم اصلاح نظام قانون گذارى جهان
كرده است و هم آيندگان را به نابودى مى كشاند .[١] به همين جهت از ديدگاه اديان، قانون گذارى مخصوص خداى متعال است : ? إن الحُكم إلاّ لله ?.[٢] مرحوم علامه ى طباطبايى در تفسير اين آيه مى نويسد :
«إنَّ القرآن يرى أنَّ الحكم يختص بالله تعالى و ليس لأحد أن يبادر إلى تشريع حكم و وضعه في المجتمع الانسانى ;[٣] قرآن معتقد است «قانون گذارى» مختص خداى متعال است و هيچ يك از بندگان او حق قانون گذارى براى جامعه ى بشرى را ندارد .»
عمل كردن به خواسته هاى بشر،سرنوشت او را به شدت تهديد مى كند ، و اما اگر به فرمان خدا عمل شود و امور مردم با قانون الهى تدبير شود،ايمنى امور بشر فراهم مىشود و از خطرات تهديد كننده، نجات مىيابد. امام على (عليه السلام)مىفرمايد :
«إنَّ الله بعث رسولا هادياً بكتاب ناطق وأمر قائم ، لا يهلك عنه إلاّ هالك . . . إنّ في سلطان الله عصمة لأمركم ;[٤] خداى متعال پيامبرى هدايت گر با كتابى گويا و دستورى استوار ( براى هدايت مردم ) بر انگيخت كه جز تبهكارانى كه با آن مخالفت كنند ، نابود نمى شوند . . . به راستى كه مصونيت و ايمنى امور شما در حاكميت الهى است.»
در اين حديث شريف به خوبى ميان حاكميت قانون الهى و مصلحت امور مردم تلفيق شده است كه محصول آن سامان يافتن امور مردم است . امور بشر را بايد با قوانين الهى تدبير كرد نه با قوانين بشرى ، محصول تدبير امور مردم با قوانين الهى،سامان يافتن امور خود مردم است . تدبير امور مردم با قوانين بشرى به سرانجام مطلوب نخواهد رسيد .
[١]ـ ر . ك : الثقفى الكوفى، ابراهيم بن محمد، الغارات ، ج ٢ ، ص ٥٠١ .
[٢]ـ يوسف: ١٢/٤٠ . يعنى: «حكم تنها از آن خداست» .
[٣]ـ الطباطبائى، [العلامة] سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن ، ج ١٠ ، ص ٨٥ .
[٤]ـ نهج البلاغة، خطبه ١٦٩ .