بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٥٥ - ٥ ـ ١ـ غيبت امام مهدى(عج)
غيبت امام دوازدهم شيعيان آثار مختلفى در آنان به همراه داشت. از طرفى عالمان، فقيهان و نخبگان آنان از لحاظ روش فكرى دچار تحولات و دگرگونى هايى شدند و از طرف ديگر اجتماع شيعيان نيز برخوردهاى متفاوتى با پديده غيبت داشتند و دچار تغييراتى شدند كه در اين باره كمتر توجه شده است .
١ ـ٢ ـ ٥ ـ ١ـ تحولاّت فكرى عالمان شيعه
روى داد غيبت دوم امام دوازدهم، با پيامد فورى انحلال وكالت امام بعد از وفات«سميرى»، چهارمين سفير در سال ٣٢٩ هـ . ق .(١) خلأ جدّى در رهبرى اماميّه بر جاى گذاشت. اين موقعيّت به فقيهان اماميه اجازه داد تا دامنه ى فعاليت هايشان را گسترش دهند. ايشان بدين اجماع دست يافتند كه امام غايب تا هنگام قيام مسلحانه، زنده خواهد بود. آنها ديدگاهشان را بر روايت هايى چون حديث منسوب به [امام ] صادق خطاب به يكى از شيعيان بنام «حازم»، مبتنى ساختند:
«اى حازم، صاحب الامر (قائم)، دو غيبت دارد و او بعد از دومين [غيبت ]قيام خواهد كرد. هر كس از نزد شما آيد و ادعا كند دستانش را در تربت قبر وى (قائم) تميز كرده است، گفتارش را باور نكنيد».
ولى درحقيقت ايشان [فقيهان] خود را نيازمند رهبرى يافتند كه اجتماع را از تلاش احتمالى [و بيهوده ]برهاند. شيعيان عوام [مقلدان] گفته هاى فقيهان رابه مثابه ى بيانات واقعى امام دوازدهم مى پذيرفتند،لكن حجيّت ايشان را به منزله ى ولايت امام ارزيابى نمىكردند. به ديگر سخن، فقيهان به عنوان سخنگويان ديدگاه هاى امام در ارتباط با عقيده و احكام اسلام در نظر گرفته مىشدند.