بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢١٠ - اختلاف مسلمانان در مسأله ى امامت و مهدويت
برخى از مسلمانان بر اين پندارند كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) در مورد رهبرى و ولايت، راه حل قطعى و روشنى تعيين نكرده و حل اين مسأله را به عهده ى پيروان خود گذاشته است. چنين تفكرى باعث تفرقه، شكاف و درگيرى هاى خونين شده است. آيا پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) ايجاد درگيرى و شكاف را تشويق و تحسين مى كرد؟ با وجود اين كه تعداد روايت هاى شيعه و سنى درباره ى امامت و ظهور حضرت مهدى (عج) در جوامع روايى به گونه اى است كه امكان انكار آن وجود ندارد، بسيارى ازمسلمانان با شعار ميانه روى ورهايى مسلمانان از بندهاى سنت گرايى،كاملاً اين موضوع را منكر شده اند.برخى از آنان آشكارا منكر امامت وظهور امام زمان (عج) مى شوند كه اين خبر بوسيله آيات و احاديث،به روشنى و با صراحت اعلام شده است.
اين پندار افراطى در مقابل پندار كسانى است هم چون «احمديه» كه بر اين باورند امام زمان (عج) قبلا ظهور كرده و مهدويت قبلا در جهان بوجود آمده است. آنان قبلا مهدى را به خاك سپرده اند! براى افراد ديگرى دعوت به تعاليم مهدوى تنها با هدف عملى كردن نيّات پليد خود و سوء استفاده از منافع فردى و ملّى صورت گرفته است .
در نتيجه اسلام كه دين شهادت به خداى يگانه مى باشد در قلمروهاى محدود سلايق، محصور و متلاشى شده است. اسلام، دين جهانى يكتاپرستى، آن چنان محدود و در قالب هاى مختلف تفرقه آميز قرارداده شده است كه ديگر در آن «ربّ» به معناى «پروردگار همه ى جهانيان» و «خالق» به معناى «آفريننده ى همه ى آفريدگان» و «الله» به معناى «خداى همه ى انسان ها» نيست. «ربّ»، «خالق» و «الله»به علت نيازها و شرايط طبقه ى برگزيده اى كه رهبرى جمعى از مسلمانان را به عهده گرفته اند، داراى معناهايى متفاوت و متغيّر شده است.
چنين باورهايى چيزى جز شرك و بت پرستى نيست. چرا كه براساس طرز فكر تلقين شده به مسلمانان تحت رهبرى آنان صفت ربّ، خالق و الله تنها تا حدى كه مورد تأييد رهبران يا سازمان هاى مذهبى ـ عقيدتى باشد به خداى متعال تعلق مى گيرد. چنين اعتقادى ساخته ى انسان و اسارت آور است .
اين تلقين ها همواره با مخالفت گروهى كه با وارد كردن اسلام به قالب تنگ تفكرهاى فردىِ ايجاد شده بر اساس منافع شخصى مبارزه مى كنند، مواجه خواهد شد. اين مخالفت از فطرت ـ يعنى نيروى سازنده اى كه خارج از اختلاف ها و تفاوت هاى روح انسانى و بى اعتنا به فشارهاى وابستگان اسلام كليشه اى عمل مى كند ـ سرچشمه مى گيرد. فطرت نشانه ى حقيقت و دربردارنده ى تعادل روح انسان است.