بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٠٦ - گفتگوى داخلى ملت ها و مذاهب
يكى ديگر از نتايج بروز وحدت امت اسلامى بر پايه ى مباحث معنوى،احيا و تقويت معنويت مىباشد زيرا يكىازمهم ترين بحران هايىكه انسانِ امروز با آن مواجه است بحران هويت و غفلت از بُعد معنوى حيات است. هدايت جامعه به معنويت، بحران هويت موجود را از بين مىبرد.
جمع بندى موضوع هاى فوق منجر به احياى تفكر دينى اسلام به عنوان پايه و عامل هويت و حيات جامعه هاى اسلامى مى شود. پس از ظهور انقلاب صنعتى و توسعه ى فنى و مادى تمدن مغرب زمين كه با رشد تفكرات سكولاريستى در جامعه همراه بود اين توهم براى بسيارى از ملل اسلامى، سران و نخبگان آن ها بوجود آمد كه عامل توسعه ى مادى غرب، رشد تفكرات غير دينى و عامل عقب ماندگى مسلمين حفظ و پيروى از سنت ها مى باشد. در اين باره چند نكته قابل ذكر است:
نكته ى اول: هيچ دليل علمى و منطقى براى اين كه دين عامل عقب ماندگى و بى دينى عامل توسعه و پيشرفت است وجود ندارد.
نكته ى دوم: مسلمين به همه ى دستورهاى دين مبين اسلام عمل ننموده اند كه بتوان آن را دليل عقب ماندگى دانست. از مطالعه ى تاريخ برمى آيد كه در بسيارى از موارد مسلمين به مغز، مفهوم و معناى اسلام و دستورات اسلامى توجهى ننموده و تنها به ظواهر پرداخته اند. اسلام بمعناى يك روش زيست كه بايد بر همه ى جنبه هاى زندگى و فعاليت هاى مسلمين مسلط باشد جاى خويش را به برخى مسايل فردى و شخصى داده است. اين موضوعى است كه بيشتر مصلحان و انديشمندان مسلمان را در دو قرن اخير سخت به خود مشغول نموده است و آنان سعى در احياى تفكر دينى در بين مسلمين و هدايت جامعه ى اسلامى داشته اند. يكى از مهم ترين موضوع هايى