بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٥٣ - ٥ ـ ١ـ غيبت امام مهدى(عج)
كلينى روايت ديگرى نقل مى كند كه غيبت امام دوازدهم مرحله ى تحصيل آمادگى در راستاى سرنگون كردن حاكميّت ظلم است.
اين سه دليل مرحله ى جديدى از تلاش اماميّه جهت تشكيل حكومت را ترسيم مى كند. نيز آشكار مى سازد كه سياست غير قهرآميز امامان نسبت به حكومت عباسيان، همراه با فعاليت هاى هوشمندانه ى پى گير، سازمان اماميّه را در موقعيت سياسى پيشرفته ترى قرار داد. اين حقيقت، امام دوازدهم را دلگرم مى كرد كه فعاليت هاى سياسى مخفى بر ضد عباسيان را بر انگيزد. در همان زمان وى مى دانست كه بعض افراد مشخص از پيروان اجدادش، با افشاى فعاليّت هاى امامان براى دشمنانشان، سبب شكست دو مورد مبارزه براى تحصيل قدرت ـ در سال هاى ٧٠ و ١٤٠ هـ . ق .[٢] گرديدند كه منجر به دستگيرى ايشان و شكست تلاش آن ها شد. شايد اين قبيل حوادث، امام دوازدهم را ناگزير ساخت كه در حالت اختفا ـ حتى از پيروان خويش ـ زندگى كند تا از طريق تشكيلات اماميه، فعاليت هاى پنهانى اش را سامان بخشد و مساعى عباسيان براى دستگيرى اش را با شكست مواجه سازد. اين مطلب از بسيارى روايت ها كه اماميه را به اختفاى نام «قائم» امر مى كند مستفاد مى گردد. كلينى نقل مى كند كه بعد از مرگ امام عسكرى در سال ٢٦٠ هـ . ق .[٣] برخى از طرفداران امام از، «ابوعبدالله صالحى» درخواست كردند كه درباره ى نام و اقامت گاه امام دوازدهم از آن حضرت (عليه السلام)پرسش نمايد. هنگامى كه وى سؤال كرد، پاسخ چنين بود:
[١]ـ الطبرسى، احمدبن على، الاحتجاج، دارالنعمان، ج ٢، ص ٢٨٤ م .
[٢]ـ ٦٨٩ و ٧٥٧ م .
[٣]ـ ٨٧٤ م .