بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣١٢ -           ب ـ ٢ ـ ٢ ـ ويژگى جامعه ى آرمانى امام مهدى (عج)
يكى ديگر از راه هاى فهم ويژگى هاى جامعه ى آرمانى دينى كه توسط حضرت مهدى (عج) شكل مى گيرد مقايسه هايى است كه ميان ايشان، و ياران و مخالفان شان با صدر اسلام صورت گرفته است. بر اساس برخى متون روايى سيرت و سنت مصلح جهانى سيرت و سنت رسول خدا (صلى الله عليه وآله)[١] است، پرچم او همان پرچم رسول خدا (صلى الله عليه وآله)در جنگ بدر است[٢] و شمشير او شمشير امام على (عليه السلام) و ياران او سيصد و سيزده نفر به تعداد جنگ جويان جنگ بدر است.[٣] مركز خلافت او كوفه مى باشد و مخالفان او سفيانى و دجال هستند. همه ى اين ها يادآور نيم قرن اول صدر اسلام و تلاش بىوقفه ى رسول خدا و حضرت اميرالمؤمنين و اصحابشان در راه تحقق عدالت است. نوع حكومت مصلح كل با نوع حكومت على (عليه السلام) قابل قياس است.[٤]
سفيانى مظهرقدرتوظلم در طول زمان است كه در برابر هر مصلحى مصداق متفاوتى دارد. در برابر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) ابوسفيان ودر برابر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)معاويه، در برابر امام حسن و حسين (عليهما السلام)، معاويه و يزيد و ... مصاديق سفيانى اند كه در سلسله ى تاريخ در مقابل حق و عدل ايستادگى كردند و نمونه ى ديگر آن كه شايد آخرين سفيانى ظالم باشد دربرابر مصلح كل در پايان تاريخ قد علم خواهد كرد و با پيروزى بر سفيانى، ريشه سفيانى ها خشكانيده خواهد شد و اين شجره نامه ى خبيث از بيخ و بن كنده، خواهد شد.[٥]
دجال كه در برابر حضرت مهدى (عج) قد علم خواهد كرد مظهر خدعه و نيرنگ است كه با تكذيب و انكار حق، مردم را به فساد فرا مى خواند. مطابق روايت ها، نمونه اى از دجال، كه در پايان تاريخ ظهور مى كند انسانى است مفسد كه با يك چشم مى نگرد كه شايد مظهر نظام يك بعدى باشد كه انسان را با يك ديد مى نگرد و مظهر فرهنگى، روحى و ضد انسانى حاكم بر انسان آخرالزمان است.[٦] با از بين رفتن سفيانى و دجال حق و عدل آشكار خواهد شد و جامعه اى جهانى با آرمان هاى الهى و انسانى تشكيل خواهد شد.
[١]ـ در متون روايى آمده است كه سيرت و سنت امام مهدى (عج) همان سيرت و سنت رسول خدا (صلى الله عليه وآله)است. قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) «يخرج رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى و خلقه خلقى يملأها قسطاً و عدلاً». (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، باب ١، ح ٣٧، الثالث و عشرون). (مضمون روايت فوق در روايت الحادى و عشرون، الخامس و عشرون نيز آمده است.)
عبدالله بن عطا گويد از امام صادق (عليه السلام) در باب سيرت حضرت مهدى (عج) سؤال كردم، آن حضرت فرمود: «يصنع ما صنع رسول الله (صلى الله عليه وآله) يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله (صلى الله عليه وآله) امر الجاهلية و يستأنف الاسلام جديداً». (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٧، ح ١٠٨، مضمون آن در ٩٧، ١١٢، ١٩٢)
ابو بصير از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود: «لايخرج القائم حتّى يكونَ تكمِلَة الحلقةِ» و در توضيح تكملة الحلقة مى فرمايد: «ثمّ يُهزّ الرايةَ و يسيرُ بها فلا يبقى احدٌ فى المشرق و لا فى المغرب الاّ لعنها و هى راية رسول الله (صلى الله عليه وآله) نزل بها جبرئيل يوم بدر» (النعمانى،محمدبن ابراهيم،الغيبة،باب ١٩،ح٢)
امام صادق (عليه السلام): «والله كأنى انظر اليه دخل مكة و عليه بردة رسول الله (صلى الله عليه وآله) و على رأسه عمامة صفراء و فى رجليه نعلا رسول الله المخصوصة». (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٣، باب ٢٨، روايت مفضل بن عمر)
امام صادق (عليه السلام):«يلبس درعَ رسول الله»امام مهدى (عج)زره رسول را مىپوشد.(النعمانى، محمدبن ابراهيم، الغيبة، باب ١٩، ح ٤).
[٣]ـنعمانى درباب ١٩،پنج حديث مىآورد مبنى برآن كه پرچم حضرت مهدى (عج) همان پرچم رسول الله (صلى الله عليه وآله) درروز بدر است.
امام صادقعليه السلام:«وهى راية رسول الله صلى الله عليه وآله نزل بها جبرئيل يوم بدر سير به»(المجلسى،[العلامة ]محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٧، ح ١٢٩)
[٤]ـ در باب تعداد ياران خاص او، در روايت ها سيصد و سيزده نفر ذكر شده اند.
امام باقرعليه السلام:«اصحاب القائم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً»(النعمانى، محمدبن ابراهيم، الغيبة، باب ٢٠، ح ٨، مضمون آن در روايات ٩و ٧ و ٦ و در بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٧، ح ١٥٧ و ١٥٨ و باب ٢٨،حديث مفضل بن عمر و در ديگر روايات آمده است).
[٥]ـمفضل بن عمراز امام صادق(عليه السلام) ازمحل حكومتامام مهدى (عج) پرسش مىكند.امام در پاسخ مىفرمايد:«دار ملكه الكوفة، ومجلس حكمه جامعها، وبيت ماله ومقسم غنائم المسلمين مسجد السهلة»(المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار،ج ٥٣، باب ٢٨،روايت مفضل بن عمر)
در همه ى اين روايت ها شخصيت، ويژگى، عمل كرد و حتى نوع پوشش، محل حكومت و كيفيت آن يادآور عصر رسول الله (صلى الله عليه وآله) و حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. اهدافى را كه آن دو بزرگوار از دين و حكومت داشته اند و در صدد اجراى آن بوده اند اما در عمل به خاطر وجود موانع نتوانسته اند آن را اجرا كنند كه از جمله ى آن موانع در عصر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) وجود ابوسفيان صاحب قدرت و ظلم و در عصر حضرت على (عليه السلام)عمرو عاص هاى صاحب تزوير و نهروانيان خشك و بى مغز بوده اند. امام مهدى (عج) با وجود مواجه شدن با اين نوع موانع با عنايت الهى و به مدد يارانش آن ها را برداشته و همان اهداف رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و حضرت على (عليه السلام) را اجرا خواهد كرد كه اين تكرار نيم قرن اول اسلام در پايان تاريخ است و شناخت دقيق صدر اسلام در حقيقت شناخت حكومت امام مهدى (عج) نيز هست.
[٦]ـ باب هجدهم كتاب الغيبة اثر مرحوم محمدبن ابراهيم النعمانى به ذكر مسأله ى سفيانى اختصاص يافته است. در اين باب هيجده روايت مى آورد. خروج سفيانى مطابق روايت ها امرى حتمى است. او فردى فاسق، حيله گر و مكار است. علامه ى مجلسى در بحارالانوار، جلد پنجاه و دوم، باب بيست و پنجم روايات فراوانى در باب خروج سفيانى آورده است. مانند روايات: ٨٧، ١٠٢، ١٠١، ١٣٠ . در روايات خروج دجال از علايم ظهور حضرت مهدى (عج) به حساب مى آيد و حضرت على (عليه السلام) در پاسخ سؤال ابن نباتة از دجال سخن گفته است: «الاّ انّ الدجال صائد بن الصيد فالشقىّ من صدّقه و السعيد من كذبه» (المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٥، ح ٢٦).