بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٨١ -           الف) جاودانى بودن دين اسلام
الف) جاودانى بودن دين اسلام
اسلام از بدو ظهور، خود را با يك ديد جهانى بر مردم عرضه كرد:
?وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاَّ كافة لِلنّاس بَشيرَاً وَ نَذيراً?[١] و يا اين كه: ?قُلْ يا اَيُّهَا النّاس اِنّى رَسُولُ اللهِ اِلَيْكمْ جَميعاً?.[٢]
هر دو آيه از آيه هاى مكّى هستند. ترسيم سياست جهانى در آيه هاى مكّى مى رساند كه پيامبر پس از پيروزى هاى چشمگير و روز افزون خود، ديدگاه خود را تغيير نداد و اين گونه نبود كه ناگهان بر همه ى جهان چشم طمع دوخته باشد. بلكه از همان ابتدا رسالت جهانى داشت.
جهانى بودن اسلام نيز داراى دو بعد زمانى و مكانى است. يعنى:
هم براى عموم بشر (هر جا كه باشند)
و هم براى همه ى ادوار (تا روزى كه نسل هاى بشرى پياپى زاده شوند).[يعنى: ابدى بودن
اين گستردگى و اين جاودانگى بيان گر رسالت جهانى اسلام است، و رمز جهانى بودن اسلام هماهنگى آن با طبيعت و فطرت بشرى است: ?فَاَقِمْ وَجْهِكَ لِلدّين حَنيفاً فِطْرتَ الله الَّتى فَطَرَ النّاس عَلَيْها لاتَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ?[٣] و چون فطرت امرى است كه دگرگونى در آن وجود ندارد، اسلام نيز جاودانگى و گستردگى خود را از اين طريق اثبات كرده است.[٤]
[١]ـ السبأ: ٣٤/٢٨ ، يعنى: «و نفرستاديم تو را مگر براى همه ى مردم مژده دهنده و ترساننده».
[٢]ـ الاعراف: ٧/١٥٨ ، يعنى: «بگو: اى مردمان، من فرستاده ى خدا به سوى همه ى شما هستم».
[٣]ـ الروم: ٣٠/٣٠ . يعنى: «پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن، اين سرشتى است كه خدا، انسان ها را بر آن آفريده; دگرگونى در آفرينش خدا نيست».
[٤]ـ خليليان، سيد خليل، حقوق بين الملل اسلامى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چ ٣، ١٣٦٨ ش، ص ص ٢٢٤ و ٢٢٣ .