بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٧٣ - ١ ـ انديشه ى جهان شمولى اسلام
?هُوَ الذَّى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينَ كُلِّه?;[١] او كسى است كه پيامبر خود را با راهنمايى و دين راست فرستاد، تا مگر آن را بر هر چه دين است، چيرگى بخشد.
?قُلْ يا اَيُّهَاالنّاسِ اِنّى رَسُولُ اللهِ اِلَيْكُم جَميعاً?;[٢] بگو اى مردم من فرستاده ى خدا به سوى همه ى شما هستم.
?وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاّ كافَةً لِلنّاسِ بشيراً و نذيراً ولكِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ لايَعْلَموُنَ?;[٣] و تو را نفرستاديم مگر براى تمامى مردم، بدان سان كه هم مژده ده و هم ترساننده باشى. اما [اين را] بيشتر مردم در نمى يابند.
?اِنَّ الدّين عِنْدَالله الاسلام?;[٤] همانا دين پيش خدا، فقط اسلام است.
?وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرِالاسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ?;[٥] و هر كه بجز اسلام دينى بجويد، هرگز از وى پذيرفته نخواهد شد.
?وَ ما اَرْسَلْناك اِلاّ رَحَمةً لِلْعالَمين?;[٦] و نفرستاديم تو را مگر رحمتى بر جهانيان.
افزون بر آيات قرآنى و استدلالات منطقى و نيز اقتضاى ماهيت فطرى بودن اسلام، پيامبر نيز عملا در راه انجام دادن همين رسالت جهانى گام هاى بلندى برداشت و در دوره ى بسيار كوتاه زمام دارى خود، ديپلماسى فعالى را در جهت معرفى آيين خود انجام داد، و با نامه نگارى و فرستادن پيك نزد رؤساى قبايل و سران كشورهاى جهان آن روز، به همه اعلام كرد كه او مأمور انجام دادن يك وظيفه ى جهانى است.
البته پيروان ساير اديان ومكاتب، براين عقيده بوده اندكه تشكيل جامعه ى جهانى درصورتى ممكن است كه همگان داراى عقيده و بينش واحدى ـ كه طبعاً همان عقيده و جهان بينى مخصوص خود آنان است ـ باشند; ولى در اين ميان تنها
[١]ـ الفتح: ٤٨/٢٨.
[٢]ـ الاعراف: ٧ / ١٥٨.
[٣]ـ السبأ: ٣٤/٢٨.
[٤]ـ آل عمران: ٣/١٩ .
[٥]ـ آل عمران: ٣/٨٥.
[٦]ـ الانبياء: ٢١/ ١٠٧.