بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٧٥ - ٢ ـ ايجاد حكومت جهانى اسلام در ديدگاه امام خمينى (رحمه الله)
توده هاى مسلمان بر ضد جهان خواران، به همراهى و همگامى وادارد و زمينه را براى پديد آوردن «اتحاد اسلامى» در راستاى قيام جهانى حضرت مهدى(عج) فراهم كند. از اين رو پس از پيروزى انقلاب اسلامى دكترين صدور انقلاب اسلامى را مطرح نمود. چراكه براى ايشان، صدور انقلاب به منزله ى تكليف و عمل به ارزش هاى والاى اسلام يعنى حاكميت اسلام و احكام مترقى آن در سراسر جهان بود:
«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى كنيم چراكه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجا جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم».[١]
«بايد تمامى قدرت ها و ابرقدرت ها بدانند كه ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون براى اعتلاى كلمه الله ايستاده ايم و بر خلاف ميل تمامى آنان، حكومت نه شرقى و نه غربى را در اكثر كشورهاى جهان پى ريزى خواهيم نمود».[٢]
از همان سال هاى اول پيروزى انقلاب اسلامى همواره اين سؤال مطرح بود كه آيا دولت و نظام اسلامى بايد تنها در پى ايجاد رفاه و آسايش براى مردم ايران و سازندگى كشور اسلامى باشد يا در كنار اين هدف، به هدف بزرگ تر انقلاب اسلامى كه آزادى همه ى ملل تحت ستم و تشكيل حكومت جهانى اسلام است، نيز بينديشد؟ تفكرى كه به تدريج بر افكار مسؤولان نظام اسلامى حاكم شد، اين بود كه چون ايران به عنوان امّ القراى جهان اسلام مطرح است، پس بايد ابتدا به فكر توسعه و سازندگى در داخل كشور بود و ان شاء الله در آينده كه از آبادانى و
[١]ـ خمينى، [امام] سيد روح الله، صحيفه نور (مجموعه سخنرانى ها و پيام هاى حضرت امام خمينى(رحمه الله))، (٢٢جلدى)، مركز مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ج ١١، ص ٢٦٦ .
[٢]ـ همان، ج ٢٠، ص ٦١.