بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٨١ - محور دوم اصلاح نظام قانون گذارى جهان
بسيارى از انسان ها در مسأله ى «خالقيت» موحّد هستند و خداى متعال را به عنوان «آفريدگار» قبول دارند ، اما در «ربوبيّت» مشرك اند ، يعنى حاكميت شريعت الهى را برنمى تابند . قرآن كريم در اين باره مى فرمايد :
? ولئن سألتَهم مَن خلق السموات والأرض ليَقُولُنّ الله قل أفرأَيتُم ما تَدعون من دون الله ? ;[١] واگر از آن ها بپرسى : چه كسى آسمان ها و زمين را آفريده است ؟ حتماً مى گويند : خدا ! بگو: آيا هيچ در باره ى معبودهايى كه غير از خدا مى خوانيد ، فكر مى كنيد ؟
همان طور كه از آيه ى شريفه برمى آيد ، مشركين ، خداى متعال را به عنوان «آفريدگار» قبول دارند ، اما به عنوان «پروردگار» نه . پذيرش آفريدگارى خدا ، هزينه اى در بر ندارد . آفريدن، مسأله اى است كه اتفاق افتاده و زمان آن گذشته است و پذيرش آن مشكلى ايجاد نمى كند . اما مسأله ى ربوبيّت و پروردگارى اين گونه نيست . پذيرش پروردگارى خدا ، سراسر زندگى انسان را تحت تأثير خود قرار مى دهد و به همين جهت در برابر آن مقاومت مى كنند .
در آيه ى شريفه ، نفى ربوبيت و پروردگارى خدا ، مساوى با پذيرش عبوديّت هاى متعدد ديگر دانسته شده است . اين گونه نيست كه ره آورد گريز از خدا ، ورود به وادى آزادى مطلق باشد ، بلكه بر عكس ، فرار از عبوديت خدا ، مساوى با گرفتار شدن در چنبره ى اسارت آور و ذلّت بار هزاران ارباب گوناگون و خشن است. خداى متعال معبودهاى غير الهى را با دو ويژگى معرفى مى كند :
ويژگىاول :متفرق وگوناگون:?أ أرباب متفرقون خير أم الله الواحد القهار? [٢];آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداىِ يكتاىِ پيروز ؟
[١]ـ الزمر : ٣٩/٣٨ . و ر . ك : العنكبوت : ٢٩/٦١ و ٦٣ و لقمان : ٣١/٢٥ و الزخرف: ٤٣/٩ و ٨٧ .
[٢]ـ يوسف: ١٢ / ٣٩ .