بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٤٠ - الف ) اصلاح ساختارى با وحدت مديريت
ازقرآن كريم[١]، چنين نتيجه مىگيردكه «زندگى اجتماعى،غايت خلقت وهدف آفرينش است»[٢]وسپس با استناد به همين اصل مى نويسد:
«قطعاً روح جمع گرايى درجامعه بشريت،كم كم گسترش بيشترى پيدا كرده و همه جامعه ها در جامعه واحدى ادغام خواهند شد .
به عبارت ديگر ، اگر بر زندگى انسان ، روح جمعى و گروهى حاكم و سايه افكنده باشد و سايه ى آن لحظه به لحظه در حال گسترش باشد، قطعاً جوامع و فرهنگ و تمدن هاى مختلف رو به تشكل و وحدت گذارده و در آينده نزديكى با تكامل فرهنگى و افزايش وسايل ارتباط جمعى ، جامعه هاى مختلف ، آهنگ واحدى پيدا خواهند كرد و به صورت جامعه واحدى در خواهند آمد . . . روح جمع گرايى كه در طول تاريخ از صورت هاى بسيط به صورت كامل تر رسيده است ، قطعاً در آينده زندگى انسان ، گسترش بيشترى پيدا كرده و همه جوامع و همه فرهنگ ها و تمدن ها ، و همه حكومت ها در جامعه ى واحدى كه يك فرهنگ و يك تمدن و يك حكومت دارد ، ادغام مى شوند .»[٣]
اكنون نشانه هاى به وجود آمدن چنين فرهنگى،در زندگى بشر قرن بيستم به چشم مىخورد كه به پاره اى از آنها اشاره مىشود:
١ ـ در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم ميلادى كه عده اى به فكر احياى «ناسيوناليسم» بودند و به شدت از آن دفاع مى كردند ، ناگهان مسأله ى «انتر ناسيوناليسم» و لزوم تشكيل حكومت واحد جهانى نزد متفكران غرب قوت گرفت .
[١]ـ مانند: الحجرات: ٤٩ / ١٣، الفرقان: ٢٥ / ٥٤، الزخرف: ٤٣ / ٣٢ و نوح: ٧١ / ١٤ .
[٢]ـ سبحانى، [آيت الله] جعفر، منشور جاويد، ج ١ ، ص ص ٣١٩ ـ ٣٢٢.
[٣]ـ همان ، ص ٣٦٢ .