بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٦٣ - ٥ ـ ١ـ غيبت امام مهدى(عج)
از پايان قرن چهارم هـ . ق .[٣] ديگر استدلال مبتنى بر احاديث به كار گرفته شده توسط: كلينى، مسعودى، نُعمانى، صدوق و بزّاز كافى نبود. از اين رو عالمان شيعه مجدداً استدلال هاى كلامى (علم كلام) را رايج كردند و به صورتى گسترده تر براى اثبات غيبت امام بهره گرفتند. شايد [شيخ] مفيد[٤] در اين دوره، پيشتاز بود. وى در اثرش به نام «الفصول العشرة فى الغيبة» مى كوشد وجود امام غايب را، مبتنى بر دو اصل: «ضرورت وجود امام در هر دوره از زمان» و «عصمت امام» اثبات نمايد. روش برخورد [شيخ ]مفيد با اين موضوع، معيار عالمان شيعه ى بعد، نظير شاگردش كراجكى،[٥][ سيد ]مرتضى و [شيخ] طوسى گرديد. در كتاب«الغيبة»آخرين كتاب ازاين رشته آثار،هر دو نوع استدلال روايى وكلامى،در توجيه غيبت كبراى امام دوازدهم ارائه مىگردد.[٦]
[١]ـ ٩٦٣ م .
[٢]ـ ٨٧٤ م .
[٣]ـ قرن ١٠ م .
[٤]ـ متوفاى سال ٤١٣ هـ . ق . ١٠٢٢ م .
[٥]ـ متوفاى سال ٤٤٩ هـ . ق . ١٠٧٥ م .
[٦]ـ م . حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ص ١٣٨ ـ ١٤٥ .