بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣١٣ -           ج ـ ٢ ـ اهداف آرمان شهر
ج ـ مقايسه و تطبيق آرمان شهر دينى با آرمان شهر حكيم فارابى
ج ـ ١ ـ جايگاه آرمان شهر:
فلسفه ى سياسى فارابى مبتنى بر فلسفه ى نظرى اوست. با نگاهى به آرمان شهر فارابى و عناصر آن از قبيل: رييس مدينه و ويژگى آن، مدينه ى فاضله و اهداف آن، مردم مدينه ى فاضله و مدينه هاى مضاد با آن در مى يابيم كه بدون آگاهى از فلسفه ى نظرى، هيچ كدام شناخته نخواهد شد. كليد واژه هاى فلسفه ى سياسى او همان كليد واژه هاى فلسفه ى نظرى اوست. مانند: فيلسوف، فيلسوف نبىّ يا ملك حقيقى، قوه ى نظرى و عملى، جامعه، سعادت، خير، عدالت و... .
از تأثير آرمان شهر عصر طلايى فلسفه در يونان باستان نبايد غفلت ورزيد. هر چند آرمان شهر فارابى با آرمان شهر افلاطون تفاوت بسيار دارد، اما مشابهت هايى نيز با آن دارد. نقش اساسى خير عام و عدالت در هر دو آرمان شهر امرى مشهود است. نهايت آن كه آرمان شهر افلاطونى، شهرى آسمانى، تخيلى و غير قابل دسترسى است. اما آرمان شهر فارابى دست يافتنى است و چه بسا كه تفكر شيعى او، وى را به ارايه ى چنين نظرى سوق داده باشد. به نظر كربن وى مدينة النبى را در قالب طرح فلسفى بازسازى كرده است. اما آرمان شهر دينى داراى سابقه ى فلسفى نيست و برگرفته از خارج دين نمى تواند باشد.
اديان توحيدى خبر از جامعه اى فاضل و عادل داده اند، اما همه در يك راستا با قطع نظر از علوم فلسفى رايج، به تبيين آن پرداخته اند كه براى فهم آن نيازى به علوم فلسفى نيست. شايد شرايط سخت و طاقت فرساى زمان، ظلم و جور خلفا به نام دين و قيام عده اى به نام مهدى (عج) سبب شده باشد تا امامان معصوم(عليهم السلام) با تفصيل سخن از جامعه ى فاضل آخرالزمان و ويژگى ها آن گفته باشند. اين خصوصيات به گونه اى مطرح شده است كه علاوه بر بيان جامعه ى آرمانى، انگيزه ى تشكيل آن را نيز ايجاد كند. يعنى در قالب عقيده ارايه مى شده است كه در نظريه ى فارابى هرگز آن را نمى يابيم.
ج ـ ٢ ـ اهداف آرمان شهر:
قرآن هدف اديان توحيدى را نجات انسان ها از عالم ماده و ايجاد جامعه اى فاضل مبتنى بر قسط، عدل و خالى از هر گونه ظلم و جور مى داند. سفيان ها و دجال ها كه مظهر زر، زور و قدرت اند عمده ترين مخالفان آن ها را تشكيل مى دهند[١]. عمده ترين مخالفان پيامبران در جبهه ى باطل را «قاسطين» تشكيل مى دهند. آنان برخلاف پيامبران الهى در تحكيم پايه هاى حكومت ظالمانه ى خويش مى كوشيدند. نمونه ى آنان در قرآن: « نمرود در برابر ابراهيم، فرعون در برابر موسى، ابوسفيان و ابولهب در برابر رسول خدا (صلى الله عليه وآله)» هستند كه براى از بين بردن عدالت ذره اى فروگذار نكردند.
[١]ـ ?لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط? (الحديد: ٥٧ / ٢٥ ) خداى متعال در اين آيه هدف فرستادن رسولان و همراهى دليل ها (معجزات)، كتاب و ميزان (دين) با آنان را اجراى عدالت در بين مردم، و عادت دادن مردم به عدالت مىداند.