بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٨٨ - محور سوم اصلاح نظام معرفتى بشر
و نابودى و افتادن در وادى ضلالت و گمراهى نجات مى يابد . پس «معرفت توحيدى» يكى ديگر از اركان نجات بشر است . با ظهور حضرت مهدى (عج) و در سايه ى دولت كريمه ى آن حضرت ، نظام معرفتى بشر نيز اصلاح مى شود و فكر و انديشه به جاى آن كه «ساخته ى انسان» باشد «سازنده ى انسان» مى گردد ، به جاى آن كه «پيرو انسان» باشد ، «پيشواى انسان» و به جاى آن كه «هوس آلود» باشد ،«پالاينده ىگوهر انسانيت» از پليدى هوى و هوس مى گردد . اين همان بازگشت به دين، معنويت و بازگشت به سيره ى رسول اكرم(عليه السلام)استكه در روايت هاي زيادى به آن تصريح شده است و اين چنين آينده ى بشر ازخطر نابودى و انحطاط نجات مى يابد .
يكى از مشكلات مطرح شده درزمان غيبت، مسأله ى احتمال عدم انطباق فهم فقيه با فهم معصوم (عليه السلام)از دين است. اين نظريه ـ كه زير مجموعه ى نظريه ى هرمنوتيك وبرداشتهاى متفاوت از دين است ـ معتقد است اختلاف نظرهاى موجود در اجتهاد فقيهان، اين گمان را تقويت مىكند كه برداشت فقيه منطبق بر برداشت معصوم (عليه السلام)نيست وحجيت تقليد و پيروى از فقيهان قابل ترديد و تشكيك است .
اين نظريه، دو بخش دارد: يك بخش آن بيان گر يك واقعيت است و بخش ديگر آن استنتاج نظريه پرداز از آن واقعيت است. در تحليل اين نظريه بايد اين دو بخش را از يكديگر جدا كرد. آن بخش كه بيان گر احتمال عدم انطباق فهم فقيه با فهم معصوم (عليه السلام) مى باشد ، سخنى است كه در همين اندازه، قابل قبول است. تفاوت ديدگاه فقيهان با يكديگر و احتمال اختلاف آن با فهم و برداشت معصوم (عليه السلام) واقعيت غير قابل انكار است. اما نتيجه ى اين واقعيت ، عدم حجيت اجتهاد فقيهان و تقليد مكلفين نيست . آن چيزى كه از ديد اين قبيل افراد مخفى مانده است، مسأله ى «منجّزيت» و «معذّريت» عمل فقيهان و مكلفان است. درست است كه احتمال عدم انطباق ديدگاه فقيهان با نظر معصوم (عليه السلام) وجود دارد و درست است كه نظر معصوم (عليه السلام)حجيت دارد