بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٩٩ - كليات
گفتگوى تمدن ها جامه ى عمل بپوشاند، وسيله اى براى گفتگوى بين تمدن ها تلقى مى گردد. بنابراين همه ى علوم، فنون، صنايع، هنرها، آداب و رسوم، سنت هاى فرهنگى و دينى و هر چه محصول فكر و انديشه ى بشر و حامل پيامى باشد، مى تواند در خدمت گفتگوى تمدن ها قرار گيرد. نكته ى مهم در استفاده از اين وسايل اين است كه در گفتگو بايد حالت تعادل و توازن بين دوطرف وجود داشته باشد. اسلام مى تواند موضوع هاى گوناگونى را در همه ى جهات زندگى، به ويژه جهت معنوى براى گفتگو مطرح نمايد، ضمن آن كه موضوعات بسيارى كه ظاهراً به جهت مادى حيات مربوط مى شود داراى وجه يا باطن معنوى و روحانى نيز مى باشد.
در مورد علل انتخاب موضوع «منجى» بعنوان الهام بخش گفتگوى تمدن ها مى توان گفت:در گفتگوى تمدن ها الزاماً صحبت رو در رو مطرح نيست و آن چه مهم است تأثير گذارى بر طرف مقابل و هم دلى در جامعه ى بشرى است و توجه به موضوع هاى مورد علاقه ى انسان ها (كه البته مى تواند تعريف هاى متفاوتى نيز داشته باشد ) ، از جمله رهبر و جامعه ى آرمانى بشر يكى از ابزارهاى اين تأثيرگذارى است. موضوع هاى مرتبط با جامعه ى آرمانى با همه ى معانى معنوى و نمادينى كه در خويش مستتر دارند، مى توانند بعنوان يكى از مهم ترين ابزار غيركلامى مطرح شوند. بدين ترتيب كه با شناسايى و تدوين ويژگى هاى چنين جامعه اى امكان تسرى آن در جامعه هاى كنونى فراهم مى شود و براى معرفى ويژگى هاى تمدن مورد نظر اسلامى به جهانيان از اين ويژگى ها استفاده شود و بعنوان معيارهايى براى ارزيابى آن چه از ساير تمدن ها به كشورهاى اسلامى وارد مى شود مورد استناد قرار گيرند.
مخاطبين
از آن جا كه يكى از وجوه اصلى اسلام، جهانى بودن آن مى باشد و مخاطب آيه هاى قرآن هم «انسان» (به طور عام) هم «مؤمنين و مسلمين» و هم «غيرمسلمين»