بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٤٨ - ٤ ـ ١ـ ابعاد شخصيّت امام مهدى (عج)
٣ ـ ٤ ـ ١ ـ جانشينان امام دوازدهم(عج)
با بررسى تاريخ، آشكار مى گردد كه امام دوازدهم فعاليت هاى خويش با شيعيان را از طريق چهار نايب ادامه مى داد. به هنگام لزوم، پيام يا نامه هايى براى سفيران مى فرستاد. موارد زير نمونه هايى از اين نوع است كه وجود مادّى امام دوازدهم را اثبات مى كند:
«نمونه ى اول» : [شيخ] طوسى (رحمه الله)، تعدادى از شيعيان را نام مى برد كه پاسخ هاى مكتوب نامه هاى ارسالى شان به امام را (با همان دستخط موجود در نامه هاى دوران حيات سفيران) دريافت كردند.
«نمونه ى دوم» : [شيخ] صدوق فهرستى از سيزده وكيل و چهل و شش شيعه ى عادى از شهرهاى متعدد كه ادعا كردند امام دوازدهم را در دوره ى اولين سفير و بعد از آن ديده اند ارائه مى كند.
«نمونه ى سوم» : طبق نظر شيخ طوسى، «ابو محمّد حسن شرى»، اولين شخصى در دوره ى غيبت صغرى بود كه به دروغ ادعاى نمايندگى امام را كرد. امام دوازدهم توقيعى(١) ارسال داشت كه در آن «شرى» را تكفير نمود و كذب بودن ادعايش را اعلان داشت . پاسخ به پرسش از امام دوازدهم در رابطه با توقيع تكفير نسبت به «ابن هلال» كه به صورت مكتوب، از طريق دومين سفير، به وى ارائه گرديد نمونه ى ديگرى از حضور امام دوازدهم در دوره ى غيبت صغرى است.
«نمونه ى چهارم» : [شيخ] طوسى، نقل مى كند كه «ابوجعفر» دومين سفير، ملاقاتى سرّى بين «بلالى» ـ دومين مخالف سفير دوم ـ و امام دوازدهم ترتيب داد تا ثابت كند كه از طرف وى ( امام دوازدهم) عمل مى كند. بر حسب روايتِ [شيخ ]طوسى، اندكى بعد از اين ملاقات، ابوجعفر به منزل بلالى، جايى كه نزديك ترين حاميان وى نظير: ابن حرز و ابوطيّب جمع شده بودند، رفت. ابوجعفر از بلالى پرسيد: «اى ابوطاهر (بلالى)، از تو مى پرسم، ترا به خدا، آيا صاحب الزمان (امام دوازدهم)(عليه السلام)، به تو فرمان نداد كه پول (امام) را كه در اختيار دارى به من تحويل دهى؟» بلالى پاسخ داد: «آرى».