بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ١٩٨ - رنج، درمان و رستگارى در نظر بودا
بودا سومين حقيقت را تألم و رهايى از رنج مى نامد و معتقد است براى از بين بردن رنج بايد ميل و هوس را كه بنياد همه ى هواهاى بشر است بركند تا همه ى محنت هاى انسان پايان يابد. انسان بايد براى رسيدن به مرتبه اى كه در آن تمنا تألمى نباشد طريقت خاصى را دنبال كند تا به چهارمين و آخرين حقيقت برسد. اين حقيقت به نام راه ميانه معروف است. زيرا از دو نهايت به اعتدال مى رسد. نهايت جست و جوى وصال در تعلقات خاطر به خواست هاى نفسانى و نهايت زجر و رياضت و صور گوناگون مرتاضى.
بودا: «اگر آرام مى ايستادم غرق مى شدم. اگر دست و پا مى زدم سيل مرا مى برد. پس به نه آرام ايستادن و نه دست و پا زدن بستر سيل را قطع كردم».[١]
«طالبان چون به معرفت رسند آغاز را در اينجا بينند; مسلط بر حواس به رضا دست يافته و نفس را به اصول مهار كرده».[٢]
«اى راهجويان! آن كس كه خانه رها كرده باشد از زياده روى در اين دو جهت حذر كند. اين دو جهت كدامند؟ دل بستن به لذايذ جهان كه خوار، دون، بى ارزش و بى سود و راه عاميان است و دل به رياضت دادن كه دردناك و بى فايده است».[٣]
«دورمرو و از افراط بپرهيز كه ساز (ساز دهنى) از نفس تند خاموش مى شود».[٤]
«اعتدال انسان را به آرامش و روشنايى دانش مى رساند».[٥]
[١]ـ كريدرز، مايكل، بودا، (ترجمه ى على محمد حق شناس)، ص ١٢٢ .
[٢]ـ راه حق، (ترجمه ى رضا علوى)، ص ١٣٦ .
[٣]ـ راه حق، (ترجمه ى رضا علوى)، ص ٢٤ .
[٤]ـ گئر، جوزف،حكمت اديان،(ترجمه ى محمّد حجازى)،كتابخانه ابن سينا باهمكارى مؤسسه انتشاراتى فرانكلين، ١٣٧٧ ش، ص ٢٩ .
[٥]ـ الدنبرگ، هرمان، فروغ خاور، (ترجمه ى بدرالدين كتابى)، كتابفروشى تأييد اصفهان، اصفهان، ١٣٤٠ ش، ص ١٢٢ .