فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - نكاتى در فقه القضاء آیت الله محمد يزدى
عن أبى جعفر (ع) قال:
من قتله القصاص بأمر الإمام فلادية له في قتل و لاجراحة؛ (١٣)
ذكر كلمه «بأمرالامام» ـ همان طور كه بيان شد ـ حداقل داراى اين مفهوم است كه قصاص بدون امر امام و اجازه وى ديه دارد.
شيخ مفيد (ره) در كتاب مقنعه مىگويد:
«هيچ كس نمىتواند خودش قصاص را اجرا كند؛ مگر به واسطه امام يا هر كسى از حاكمان و عاملان و امنايى كه امام او را در شهرها منصوب كرده باشد. هركس بدون تعدّى، قصاص شود ديه و قصاصى ندارد». (١٤)
ابن حمزه در كتاب وسيله مىنويسد:
هيچ كس غير از حاكم اسلامى يا فردى كه از جانب او منصوب شده، اجازه اجراى قصاص ندارد، و او ولى هر شخص بدون سرپرستى است. وى مىتواند در قتل عمد قصاص كرده يا ديه بگيرد و در قتل خطا نيز ديه مطالبه كند، اما مانند ساير اولياى مقتول حق عفو كردن ندارد.... (١٥)
اشكالى كه بر كلام صاحب جواهر وارد شد، بر كلام محقق خوانسارى ـ صاحب جامع المدارك ـ نيز وارد است. او مىگويد:
«به دليل اطلاق و عموم ادله، در صورتى كه ولىّ دم يك نفر باشد مىتواند بدون مراجعه به امام يا نائب خاص او به قصاص اقدام كند و شايد سخن امام باقر (ع) كه مىفرمايد: «اگر كسى به امر امام قصاص شود ديهاى ندارد، نه در قتل و نه در جراحت»، لزوم اذن امام را مىفهماند، ولى بدون ترديد نمىتوان از اين روايت، لزوم قصاص به امر امام را استفاده كرد». (١٦)
مقايسه حق قصاص با حق شفعه و ساير حقوقى كه اجرايش نيازى به اذن امام ندارد، قياس
(١٣) وسائل الشيعه، ج١٩، باب ٢٤ از ابواب قصاص، ح٨.
(١٤) سلسلة الينابيع الفقهيه، ج٢٤، ص٥٤.
(١٥) همان، ص ٢٤٧.
(١٦) جامع المدارك، ج٧، ص٢٦٢.