فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٠ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
بنابراين، اگر اجماع در مسألهاى منعقد شود كه نتيجه آن ضعف و سبكى دين باشد، مقتضاى لطف الهى اين است كه ميان اجماع كنندگان اختلاف و در آرايشان تفرقه ايجاد كند؛ به طور مثال، چنانچه (بر فرض) نتيجه اجماع فقيهان اين باشد كه بين سياه پوستان و سفيد پوستان، در برخى حقوق و تكاليف شرعى، تفاوت وجود دارد، بديهى است كه اين اجماع باعث وهن دين مىشود؛ پس بايد اين شكاف با از بين رفتن چنين اجماعى يا جلوگيرى از حدوث و انعقاد آن، سد شود، و چنانچه اين اجماع منعقد شد، نشانه آن است كه مطابق با واقع بوده، سبب وهن دين نمىشود.
اين ديدگاه هم مخدوش است؛ زيرا بر فرض صحت آن، در احكام تعبدى محض نظر مردم، جايگاهى ندارد تا به واسطه آن ضعفى در دين پديد آيد، پس در اين گونه احكام جارى نمىشود؛ بنابراين، دليلى كه در اين زمينه اقامه شده، اخصّ از مدعا است. (٧٨)
به هر حال، شيخ طوسى و گروهى از عالمان، به اجماع لطفى اعتقاد دارند؛ اما برخى از عبارت شيخ حاكى از اعتقاد او (افزون بر اجماع لطفى) به اجماع دخولى است و محقق قمى به اين مطلب تصريح كرده است؛ (٧٩)بلكه برخى تصريح كردهاند كه شيخ، فقط به اجماع دخولى اعتقاد داشته، و قاعده لطف را براى اثبات اين اجماع به كار گرفته است. (٨٠)
در برابر اين نظريه، شيخ انصارى معتقد بوده كه شيخ طوسى تنها به اجماع لطفى اعتقاد داشته است. (٨١)و براى اين منظور، به سخنى از او از عدة الاصول استشهاد مىكند:
اين سخن سيد مرتضى درست نيست؛ زيرا سبب مىشود كه به هيچ وجه استدلال به اجماع عالمان شيعه درست نباشد؛ چون ما جز به مدد قاعده لطف نمىتوانيم به دخول امام ميان اجماع كنندگان، علم پيدا كنيم . (٨٢)
(٧٨) مباحث الاصول، جزء دوم از جلد دوم، ص ٢٨٥ و ٢٨٦.
(٧٩) قوانين الاصول، ج١، ص٣٥٠، سطر٨.
(٨٠) عناية الاصول، ج٣، ص١٥٣.
(٨١) فرائد الاصول، ج١، ص٨٤.
(٨٢) عدة الاصول، ج٢، ص٦٣١.