فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٨ - اجماع در انديشه شيعى جعفر ساعدى
كمك نبايد به حد اجبار برسد به اين معنا كه بايد با برانگيختن رسولان و فرود آوردن كتابهاى آسمانى و امر به معروف و نهى از منكر، زمينه مناسبى ايجاد شود تا نفوس مستعد هدايت، تكميل و به راه صلاح رهنمون شوند. (٧٤)از اين قاعده مىتوانيم استفاده كنيم و آن را به صورتهاى گوناگون بر مسأله اجماع تطبيق دهيم:
صورت اوّل: وجوب لطف به وسيله حفظ مصلحتها
مقصود اين است كه خداوند لازم است به بندگان خود لطف كند و مصلحتهايى را كه بر عمل به احكام مترتب است، از بين نبرد؛ پس بايد آنها را به وسايل تقرب به خدا، يعنى راه سعادت و صلاح، ارشاد كند و از عوامل دورى از خدا يعنى موارد نابودى و فساد، بر حذر دارد؛ بنابراين، هرگاه امت بر راهى كه خلاف واقع است اتفاق كنند، بر امام (ع) لازم است ميان آنها اختلاف ايجاد كند و اجازه ندهد اجماعى به جز موافق با واقع روى دهد. دراين صورت مىتوان چنين مناقشه كرد كه :
اوّلاً اصل اين قاعده را نمىپذيريم؛ زيرا دليلى ندارد بر خداوند، لطف واجب باشد؛ بلكه هر چه از خداوند صادر مىشود، فضل و رحمت او بر بندگان است.
ثانياً خود مردم با ايجاد موانع بر سر راه ظهور امام عصر (ع) و استفاده از بركات او، سبب عدم ظهور الطاف خداوندى هستند.
ثالثاً اگر مقصود از مصلحتى كه ابلاغ آنها به بندگان واجب است، عبوديت و خضوع در برابر خداوند باشد، چنين چيزى حتى از طريق احكام ظاهرى هم قابل تحقق است؛ بنابراين، چنين مصلحتى با پنهان ماندن احكام واقعى از بين نمىرود؛ زيرا در صورت پوشيده بودن حكم واقعى، حكم ظاهرى همواره موجود است. اگر مقصود از آن مصلحت، مصلحت و منفعت موجود در متعلق احكام واقعى، قبل از تعلقشان به آنها و با قطع نظر از احكام شارع باشد، مىگوييم كه ابلاغ چنين مصلحتى بر خداوند واجب نيست؛ بلكه سنت الهى همواره چنين بوده كه تحصيل چنين مصلحت هايى بر عهده خود انسانهاى خبره باشد كه طى تجربهها رو به
(٧٤) انوار الاصول، ج٢، ص٤٠٠ و ٤٠١.