فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
و سنى با غزالى در اين كتاب، صبغه فقهى دارد و به جهت آراى نادر فقهى او مىباشد و گاه در اين خصوص به نقد نكتههاى ظريف و كوچك و يا قصهها و حكايتهاى او پرداختهاند، ولى هيچ كدام اشارهاى به اين رأى غزالى ندارند. (٥٥)
با توجه به آنچه تاكنون بيان شد مىتوان گفت كه اطلاق واژه نظريه بر ادعاى غزالى پيرامون دنيوى بودن علم فقه، به دور از مسامحه نيست؛ زيرا در پس اين سخن غزالى نمىتوان مجموعهاى منسجم، هماهنگ، مستدل و در خور توجّه از انديشههاى فقهشناسى يافت كه از ساير ايدهها در اين زمينه متمايز باشد و اگر در اين نوشتار تاكنون و پس از اين، ادعاى غزالى نظريه ناميده شده است به جهت مماشات با همفكران وى در جمع روشنفكران دينى است. (٥٦)
٢. نارسايى مفهوم دنيويت
اوّلين و مهمترين ركن نظريه غزالى، اتصاف دانش فقه به وصف دنيوى بودن است. اما دنيوى بودن در اين نظريه، مفهومى غير شفاف و مشوّش است و چون اين نظريه مورد نقد علمى سروش و شبسترى قرار نگرفته و دربست پذيرفته شده است، همين اضطراب و تشويش به آراى اين دو نيز سرايت كرده است.
غزالى ـ چنان كه گذشت ـ تصريح مىكند كه بخش غير عبادى فقه كه شامل معاملات و احكام جزايى است، براى تدبير و سياست امور مردم در دنيا تشريع شده است. از اين رو تنها داراى مصلحت دنيوى است و به طور مستقيم هيچ مصلحت اخروى بر آن مترتب نيست. پس دنيوى بودن اين بخش از احكام بدين معناست كه مصلحت دنيوى دارند؛ اما بدون ترديد دنيوى بودن در بسيارى از عبادات نمىتواند بدين معنا باشد، به همين سبب او در عبادات معناى ديگرى را از دنيوى بودن اراده مىكند.
(٥٥) عبدالحسين امينى، الغدير في الكتاب و السنة والأدب، ج١١، ص٢٠٩ ـ ٢١٥، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، چاپ اوّل، قم ،١٤١٦.
(٥٦) سروش اين رأى غزالى را قولى مهمّ (سياست نامه، ص١٤٥. مدارا و مديريت، ص ١٣٩)، و نظرى صائب و ثاقب (مدارا و مديريت، ص ١٩٢) توصيف مىكند كه اسلامشناسى كثيرى از هم روزگاران وى آن را برنمىتابد (قصه ارباب معرفت، ص٣٦).