فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
غزالى در هر دو اظهار نظر، به درستى فهميده نشده است و ثالثاً نظريه غزالى تنها ابزارى براى تأييد منويّات شخصى گرديده است. از اين روست كه انديشهاى ناپخته، با انگيزهاى غير علمى، از درك آراء بزرگان بازمانده و خود را گرفتار تناقضى آشكار كرده است.
چكيده نظريه دنيوى بودن دانش فقه
نظريه فوق را مىتوان به صورت ذيل تلخيص كرد :
(١) فقه، علمى دنيوى است؛ زيرا (٢) اوّلاً، تنها به مصالح دنيا توجه دارد و هيچ مصلحت و مفسده اخروى بدون واسطه بر آن مترتب نيست. (٣) ثانياً فقط به ظواهر اعمال مىپردازد و هيچ گاه از باطن عمل سخن نمىگويد. (٤) پس پيوسته متأثر از ساير دستاوردهاى علمى بشر در كشف مصالح و مفاسد دنيا است. (٥١)
تمامى چهار مدّعاى همه ادعاهاى مذكور قابل مناقشه جدى است؛ زيرا اوّلاً، مفهوم دنيوى بودن در اين نظريه، مفهومى غير شفاف است كه با آن نمىتوان نظريهاى را شكل داد؛ ثانياً فقه، داراى نتايج اخروى مستقيم و بى واسطه است ؛ ثالثاً فقه، فقط متوجه ظواهر اعمال نيست، بلكه گاهى از بطن عمل نيز سخن مىگويد؛ رابعاً فقهـحتى اگر تنها به مصالح دنيا نظر داشته باشد ـ نه تنها همواره متأثر از ساير دستاوردهاى علمى بشر نخواهد بود، بلكه همتراز آنان نيز نمىباشد و در مرتبهاى برتر از آنان قرار دارد.
نقد و بررسى نظريه دنيوى بودن دانش فقه (٥٢)
١. بى اعتنايى به نظريه غزالى در تاريخ فقه
هر چند نظريه دنيوى بودن دانش فقه در آغاز قرن ششم و در كتاب مهمّى چون احياء
(٥١) فقره چهارم ـ چنانچه گذشت ـ تنها در ديدگاه روشنفكران يافت مىشود و در انديشه غزالى اثرى از آن نيست.
(٥٢) نكات قابل نقد و مناقشه در لابلاى گفتار غزالى، بيش از آن چيزى است كه در اين بخش از نوشتار مىآيد و ما تنها به مهمترين بحث هايى كه با موضوع نوشتار ارتباط نزديك دارد بسنده مىكنيم.