فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٤ - نكتهها (٩) رضا مختارى
درباره عالم بزرگ مرحوم حاج ميرزا ابراهيم خوئى نوشتهاند:
در سال ١٢٤٨ ق در خوى تولد يافت و در بيست و پنج سالگى به نجف اشرف رفت. ابتدا در محضر شيخ و بعد از او هم نزد سيد كوه كمرى به تحصيل فقه و اصول پرداخت و از شيخ محمد حسين كاظمى و شيخ مهدى كاشف الغطاء اجازه روايت گرفت.
مقام علمى حاج ميرزا ابراهيم چنان بود كه با ميرزاى شيرازى در مسألهاى فقهى مذاكره و در فتوا با ايشان اختلاف نظر پيدا كرد. ميرزاى شيرازى چون در مدرك مسأله تجديد نظر كرد فتواى خوئى را بر حق دانست و از فتواى خودش عدول كرد و اين مطلب را به خوئى هم خبر داد. (٦)
اين امر هنگامى بود كه ميرزاى بزرگ در اوج نفوذ و شهرت و اقتدار قرار داشت. همان شخصيتى كه با يك سطر بساط نقشه استعمار گرانه انگلستان را در ايران برچيد.
د) روزى آخوند خراسانى در مجلس درس استاد خود ميرزاى شيرازى در سامرا شركت كرد تا از سخنان وى كسب فيض كند. استاد بالاى منبر نشسته بود و براى اثبات نظر خود اقامه دليل مىكرد. آخوند بر نظر استاد ايراد كرد و از خود نظرى ديگر بيان داشت. استاد در مقام جواب برآمد و دلائل شاگرد خود را رد كرد و باز براى اثبات نظر خود دليلهاى ديگر آورد و اين دو سه بار تكرار شد. ساير طلاّب ساكت نشسته بودند و به مباحثه آن دو با دقّت هر چه تمام تر گوش فرا مىدادند. چون كار مباحثه و مناظره بالا گرفت آخوند به عنوان احترام نظر استاد را قبول و سكوت اختيار كرد.
فرداى آن روز هنگامى كه ميرزا براى تدريس بر فراز منبر آمد قبل از شروع درس رو به طلاّب و فضلاى جلسه درس گفت: «در مسأله ديروز حق با جناب آخوند بود و نظر ايشان درست است. (٧)
هـ) شيخ انصارى با آن جايگاه علمى هرگاه كسى ـ حتى يكى از كوچكترين
(٦) زندگانى و شخصيّت شيخ انصارى، ص ١٧١.
(٧) مرگى در نور، ص ٧١.