دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٢
| ابن ابی الدم جلد: ٢ شماره مقاله:٨٠٢ |
اِبْنِ اَبِى الدَّم، شهاب الدين ابواسحاق ابراهيم بن عبدالله بن
عبدالمنعم هَمْدانى حَمَوي، مورّخ و قاضىِ شافعى اهل حماه (سوريه) (٥٨٣
-٦٤٢ق/١١٨٧-١١٤٤م). نسبت هَمْدانى وي مربوط به قبيلة بزرگى به نام
هَمْدان در يمن است (زحيلى، ٨). وي در صباوت به بغداد سفر كرد و به آموزش
فقه و استماع حديث پرداخت (ابن واصل، ٤/١٧٤) و از ابن سكينه حديث شنيد
(سبكى، ٨/١١٦). در بغداد از الناصرلدين الله (خلافت ٥٧٥ -٦٢٢ق/١١٧٩- ١٢٢٥م)
خلعت گرفت و چون به حماه برگشت، خلعت خليفه به تن او بود (ابن واصل،
همانجا). در مصر، دمشق و حماء حديث مىگفت و جزء غطريف تأليف ابواحمد محمد بن
احمد بن غطريف (د ٣٧٧ق/٩٨٧م)، از احاديث قاضى ابوبكر طبري را تدريس مىكرد
(ذهبى، ٢٣/١٢٦).
ابن ابى الدّم در مذهب شافعى امام بود و در ٦٢٢ق از سوي الملكالناصر صاحب
حماه به قضاوت آن شهر گمارده شد (ابنواصل، همانجا؛ حموي، ١٢٤). گفتهاند
كه وي براي جلب رضايت المستعصم بالله به تعيين ملك منصور حموي به
حكومت مَيّافارقين، كه پس از ملك مظفر (د ٦٤٢ق/١٢٤٤م) بى حاكم شده بود،
به سفارت بغداد مأمور گشت و در راه بغداد در معرّه بيمار شد و به حماه
بازگشت و در همانجا در گذشت (هوار، ٨٢؛ سبكى، همانجا). شهاب دشتى از ابن ابى
الدّم روايت كرده (ذهبى، همانجا) و مُزَيْز تقىالدين ابومحمد ادريس، محدّث
حَماه نيز از او استماع كرده است (ابن صابونى، ٢٩٥).
ابن ابى الدم شعر نيز نيكو مىگفته است. آثار مهم او از اين قرار است:
١. كتاب ادب القضاء يا الدرر المنظومات فى الاقضية و الحكومات، اين كتاب كه
در ١٩٧٥م در دمشق به چاپ رسيده در يك مقدمه، ٦ باب و يك خاتمه است و از
لحاظ تنظيم و ترتيب و تبويب و از نظر تلخيص اقوال فقهى در نزد شافعيان از
كتب معتبر در آداب قضاست (زحيلى، ١٣).
٢. كتاب فى التاريخ يا تاريخ ابن ابى الدم يا التاريخ الاسلامى، مؤلف در
مقدمة كتاب مىگويد كه روزگاري دراز بر آن بوده است كه كتابى به نام
حامى خود الملك المظفر تقىالدين محمود تأليف كند، اما انجام اين كار به
خاطر دشواري در گزينش موضوع باب طبع ملك مظفر به تأخير افتاده بود. مؤلف
اين اثر را در آستانة جلوس مظفر بر تختِ پدر نوشته و آن را با گزارشى در باب
سلطنت و عدالت او پايان داده است. اين كتاب حوادث ميان ولادت پيامبر
اسلام تا ٦٢٧ق/ ١٢٣٠م را در بر دارد و از امتيازات آن مىتوان از گزارشى
دربارة ايوبيان (ه م) نام برد كه مؤلف آن را عمدتاً از اثر عمادالدين كاتب
اصفهانى (د ٥٩٧ق/١٢٠١م) برگرفته است. علاوه بر آن، ابن ابى الدم در اين
اثر تاريخ عباسيان را تا سال پنجم عهد المستنصر بالله (خلافت ٦٢٣
-٦٤٠ق/١٢٢٦-١٢٤٢م) آورده است. نويسنده در اين كتاب بارها به اثر بزرگترش،
التاريخ الكبير ( تاريخ مظفري )، اشاره كرده است. از اين كتاب دو نسخه در
خزانة بانكيپور نگهداري مىشود ( بانكيپور، .(XV/٨-١٠ همچنين يك نسخه از اين
كتاب در كتابخانة بادليان موجود است (همان، .(XV/٩
٣. تاريخ مظفري (التاريخ الكبير)، مؤلف اين كتاب را در ٦ مجلد به نام
الملكالمظفر تقىالدين محمود نوشته است. بخش مربوط به صقليّه (سيسيل) از
تاريخ كبير به زبان ايتاليايى ترجمه و در ١٦٠٥م در رم چاپ شده است
(زيدان، ٣/٨٨). سخاوي از يك كتاب ديگر او با نام التاريخ المقفى ياد كرده
است (ص ٣٦٠، ٣١٥). از اين كتاب جز سخاوي كسى نام نبرده؛ به نظر مىرسد كه
اين كتاب همان تاريخ كبير مظفّري است كه كلمة «المظفري» به «المقفى»
تحريف شده است.
٤. شرح كتاب الواسيط المحيط باقطار البسيط غزالى، اين كتاب بالغ بر ٢٦ جزء
بوده است كه جزء اول آن در دارالكتب المصرية به شمارة ٤٢١ فقه تيمور،
نگهداري مىشود و نسخة عكسى از دست نويس كتابخانة احمد سوم (تركيه) در معهد
المخطوطات در الجامعة العربية (مصر)، به شمارة ٢٦٨ فقه شافعى محفوظ است
(زحيلى، ١٢). بروكلمان از شرح ابن ابى الدم بر وسيط به نام ايضاح الاغاليط
ياد كرده است I/٧٥٣) S, .(GAL,
٥. تدقيق العناية فى تحقيق الرواية، نسخة خطى از آن به شمارة ٥٤٤ در كتابخانة
الجزيره موجود است I/٤٢٤ø S, .(GAL, كتاب ديگر ابن ابى الدم الفرق الاسلامية
است (همانجا).
ابن ابى الدم شهرت كاتب يهودي دوران الحاكم بامرالله (٣٨٦-
٤١١ق/٩٦٦-١٠٢٠م) خليفة فاطمى مصر نيز بوده و گويا حمامى در قاهره ساخته
بوده كه به نام او معروف بوده است ( بستانى ب ).
مآخذ: ابن صابونى، محمد، تكملة الاكمال، به كوشش مصطفى جواد، بغداد، ١٣٧٧ق/
١٩٥٨م؛ ابن عماد حنبلى، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن
قاضى شهبه، ابوبكر احمد، طبقات الشافعيه، به كوشش حافظ عبدالعليم خان،
حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ابن واصل، محمد، مفرج الكروب فى اخبار بنى
ايّوب، به كوشش حسنين محمد ربيع و سعيد عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٧٢م،
٤/١٧٣- ١٧٤، ٢٧٠-٢٧١؛ ابن وردي، عمر، تتمة المختصر فى اخبار البشر، به كوشش
احمد رفعت بدراوي، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ ابوالفدا، المختصر فى اخبار البشر،
بيروت، دارالمعرفة؛ اسنوي، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله
جبوري، بغداد، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م، ١/٥٤٦ -٥٤٧؛ بستانى ب؛ حموي، محمد، التاريخ
المنصوري ، به كوشش ابوالعيد دودو، دمشق، ١٤٠١ق؛ ذهبى، محمد، سيراعلام
النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محيى هلال السرحان، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ زحيلى، محمد مصطفى، مقدمه بر كتاب ادب القضاء ابن ابى الدم،
دمشق، ١٣٩٥ق؛ زيدان، جرجى، تاريخ آداب اللغةالعربية، به كوشش شوقى ضيف،
قاهره، ١٩٧٥م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري، به كوشش عبدالفتاح
محمد الحلو و محمود محمد طناحى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٤م، ٨/١١٤- ١١٨، ٣٣٤-٣٣٦؛
سخاوي، محمد، الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتزروزنتال، بغداد،
١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت،
١٩٧٢م؛ كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٩٧٣-١٩٧٤م؛ هوار، كلمان، «ادبيات جغرافى نگاري و تاريخ نگاري در اسلام»،
تاريخ نگاري در اسلام، به كوشش يعقوب آژند، تهران، ١٣٦١ش؛ نيز:
Bankipore; GAL, GAL, S; Rosenthal, Frantz, A History of Muslim Historiography,
Leiden, ١٩٦٨. محمدآصف فكرت
ن * ٢ * زا