دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٤

ابرار
جلد: ٢
     
شماره مقاله:٦٢٤


اَبْرار، واﮊه‌ای است عربی به معنی نیکان و نیکوکاران که چندین‌بار در قرآ« کریم آمده و از این طریق در عرف متوصفه و اهل سیر و سلوک نیز راه یافته است.
در قرآن مجید: برخی از مفسران و نیز بسیاری از فرهنگ‌نویسان این واﮊه را تنها جمع بَرّ دانسته‌اند (طبری، ٤/١٤٢؛ طبرسی، ٢/٩٠٨؛ ابن اثیر، ١/١١٦؛ قرطبی، ١٩/١٢٥)، اما اکثر مفسران آن را جمع برّ و بارّ، هر دو، یاد کرده‌اند (طوسی، ٣/٩٢؛ میبدی، ١٠/٣١٨، ٤٠٦؛ زمخشری، ١/٤٨٩؛ فخر رازی، ذیل آیۀ ١٩٣ از سورۀ آل عمران(. راغب اصفهانی نیز ابرار را تنها جمع بارّ دانسته است (ص ٤١). از آنجا که برّ به صیغۀ مفرد ٣ بار در قرآن مجید به کار رفته (طور/٥٢/٢٨؛ مریم/١٩/١٤، ٣٢) و بارّ در این کتاب مقدس نیامده است، نظر آن گروه از مفسران و فرهنگ‌نویسان که ابرار را تنها جمع بارّ دانسته است (ص ٤١). از آنجا که برّ به صیغۀ مفرد ٣ بار در این کتاب مقدس نیامده است، نظر آن گروه از مفسران و فرهنگ‌نویسان که ابرار را تنها جمع برّ دانسته و جمع بارّ را بَرَرَه شمرده‌اند، استوارتر می‌نماید.
ابرار ٦ بار و در ٦ آیه از قرآن کریم تکرار شده است. در ٤ آیه از این آیات (آل عمران/٣/١٩٨؛ دهر/٧٦/٥؛ انفطار/٢٨٢/١٣؛ مطففین/٣٨٣/٢٢) به تعبیرات گوناگون از ابرار به عنوان اهل نعیم و بهشت یاد شده و در آیه‌ای (مطففین/٨٣/١٨) گفته شده است که کتاب (نامۀ اعمالِ) ابرار در علیین (به اقوال گوناگون: زیر عرش، سدره المنتهی، لوحی از زبرجد آویخته در زیر عرش که اعمال افراد بشر در آن ثبت است، بالاترین طبقۀ بهشت) است و نیز در آیه‌ای دیگر (آل عمران/٣/١٩٣) از بان اولوالالباب (خردمندان) از پروردگار درخواست می‌شود که آنان را با ابرار بمیراند.
مفسران در تفسیر ابرار و ذکر صفات و ویﮊگیهای آنان سخنان گوناگون گفته‌اند که به برخی از آنها در اینجا اشاره می‌شود: ابرار آنانند که طاعت خدای بزرگ را به تمامی به جای آرند و او را از خود خشنود سازند (طبری، ٤/١٤٢؛ طوسی، ٣/٨٥؛ طبرسی، ٢/٩٠٨)، آنانند که فرایض خدا را به نیکی به جای آورند و از معاصی و محرّمات بپرهیزند (طبری، ٣٠/٥٦، ٦٤؛ میبدی، ١٠/٤٠٦)، مؤمنانیند که در ایمان خود صادقند و فرمانبردار پروردگار خویشند (میبدی، ١٠/٣١٨)، نیکوکارنیند که کارهای نیک را تنها برای رضای خدا انجام می‌دهند بی‌آنکه اغراض ناپسند را در نظر داشته باشند (طوسی، ١٠/٣٠٢)، کسانید که حقوق واجب و مستحب را ادا می‌کنند (طبرسی، ٩/٦١٦)، آنانند که حق خدای بگزارند و وفای نذر کنند (قرطبی، ١٩/١٢٥، به نقل از قتاده)، کسانید که به خدا و پیامبر او و روز واپسین ایمانی از روی رشد و بصیرت دارند (طباطبایی، ٢٠/٢١٣). در برخی از تفاسیر از قول حسن بصری آمده است که ابرار آنانند که مورخُرد را نیازارند (طوسی، ٣/٨٥؛ قرطبی، ١٣/١٢٥؛ سیوطی، ٢/٤١٥). همین روایت را بدین صورت نیز نقل کرده‌اند: «ابرار آن کسانی باشند که مورچه را نیازارند و به هیچ بدی رضا ندهند» (ابوالفتوح رازی، ٥/٤٤٤؛ طبرسی، ١٠/٦١٦). میبدی در تفسیر آیۀ رَبَّنا فَاغْففِرْلَنا ذُنوبَنا و کَفِّر عَنّا سَیِّئاتِنا و تَوَفَّنا مَع الاَبرار (آل عمران/٣/١٩٣)، مراد از ابرار را انبیا و اولیا دانسته است (٢/٣٨٨). برخی از مفسران در تفسیر ابرار روایتی از رسول اکرم(ص) نقل کرده‌اند، بدین مضمون که ابرار آنانند که به پدران و فرزندان خود نیکی می‌کنند (ابن بابویه، ٢/٦٩؛ میبدی، ١٠/٤٠٦؛ قرطبی، ١٩/١٢٥؛ سیوطی، ٢/٤١٥).
به گفتۀ طبرسی، به اجماع اهل بیت و موافقان و بسیاری از مخالفان آنان، در آیۀ اِنّ الاَبْراَر یَشْرَبونَ مِنْ کَأسِ کانَ مَزاجُها کافوراً (دهر/٧٦/٥) مراد از ابرار علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) است (١٠/٦١٦). ابن شهر آشوب نیز روایتی نزدیک به همین مضمون از امام حسن مجتبی(ع) نقل می‌کند (٢/٤). در روایت از رسول اکرم ابرار یاران علی(ع) معرفی شده‌اند (عیاشی، ١/٢١٢).
ناگفته نماند که شیخ احمد احسایی نیز در شرح دعای جامعۀ کبیر (ص ٦٠) ابرار را در عبارت «عناصر الابرار» شیعیان ائمۀ اطهار، اعم ار مرسلین و انبیا و اوصیا و صالحان و فرشتگان، دانسته است.
در تصوّف: ابرار در اصطلاح متصوفه به متوسطان از اهل سلوک گفته شده است که در معرفت خدا و سیر الی اللـه مدارجی را طی کرده باشند (ابن عربی، ٢/٧٤٠؛ روزبهان، ٢/٣٥٣)، ولی در تعریف این اصطلاح در آثار متصوفه تفاوتهایی دیده می‌شود: در برخی از منابع نسبتاً قدیم، ابرار از اولیای خدا و اهل حل و عقد امور عالم شمرده شده‌اند (هجویری، ٢٦٩؛ انصاری، طبقات الصوفیه، ٨٠). هجویری آنان را فروتر او اوتاد (ﻫ م) به‌شمار آورده و عدۀ آنان را ٧ تن یاد کرده است. وی می‌گوید: «سرهنگان درگاه حق، جلّ جلاله، سیصدند که ایشان را اخیار خوانند و چهل دیگر که ایشان را ابدال خوانند و هفت دیگر که مرایشان را ابرار خوانند و چهارند که مرایشان را اوتاد خوانند و سه دیگرند که مرایشان را نقیب خوانند و یکی که ورا قطب خوانند و غوث خوانند...» (ص ٢٦٩)، اما خواجه عبداللـه انصاری ظاهراً ابرار را در مرتبه‌ای فروتر از ابدال و اوتاد می‌داند. وی می‌گوید: «مجاهدان با نفس سه‌اند: یکی می‌کوشد، او از ابرار است و یکی می‌یاوَد، او از اوتاد است و سیم باز رسته، او از ابدال است (صدمیدان، ٢٢)، انصاری در جایی دیگر نیز بی‌آنکه از ابدال نامی به میان آورد، مانند هجویری مقام ابرار را فروتر از اوتاد یاد می کند، ولی شماره آنان را ٤٠ تن می‌داند و می‌گوید: «اولیا همیشه سیصد و شصت تن باشند: چهل از ایشان ابرارند و سی اوتادند و ده تن از آنان نقبایند و سه از آن نجبایند و یکی از ایشان غوث باشد...» (طبقات الصوفیه، همانجا). وی سپس می‌افزاید که هرگاه غوث از دنیا برود، یکی از نجبا را به جای او می‌نشانند و به همین ترتیب با حفظ سلسلۀ مراتب یک تن را از مرتبت فروتر به مرتبت برتر می رسانند، چنانکه یکی از اوتاد می‌شود و سرانجام یک نفر از عامۀ خلق به مقام اولیا می‌رسد (همانجا). ابونصر سرّاج به استناد آیات قرآن کریم ابرار جانشین یکی از اوتاد می‌شود و سرانجام یک نفر از عامۀ خلق به مقام اولیا می‌رسد (همانجا). ابونصر سرّاج به استناد آیات قرآن کریم ابرار را فروتر از مقرّبان (روزبهان، ٢/٣٦٦؛ نسفی، ١٠٣، ٣٠٣) و برتر از متّقین دانسته‌اند (روزبهان، ١/١٣٠). صوفیه دربارۀ برتری مقربان نسبت به ابرار به این سخن مشهور: «حَسِناتُ الاَبْرارِ سَیِئاتُ الْمُقَرَّبین» ــ که برخی آن را از احادیث موضوعه و برخی دیگر منسوب به ابوسعید خرّاز از مشایخ صوفیه می‌دانند ــ نیز استناد می‌کنند (نک‌: فروزانفر، ٦٥). عطار نیشابوری در این باب از قول سَرّی سقطی عارف مشهور سخنی آورده است که عقیدۀ صوفیه را در تقدم مقربان بر ابرار روشن می‌کند: «دلهای ابرار معلّق به خاتمت است و دلهای مقربان معلّق به سابقت است. معنی آن است که حسنات ابرار سیئات مقربان است» (١/٢٨١). سخن باخرزی از نویسندگان متصوف سدۀ ٨ق/١٤م نیز در این‌باره مؤید همین نظر است: «خادم هرچه می‌کند لَلّه را می‌کند و شیخ هرچه می‌کند باللـه تعالی می‌کند، شیخ در مقام مقربان است و خادم در مقام ابرار است» (ص ١٢٨). خواجه نصیرالدین طوسی نیز برای نوع انسان از جهت تقرب به پیشگاه خدای متعال منازل و مقاماتی می‌شمارد و آن را به چهار مرتبت منحصر می‌کند. وی ابرار را در مقام سوم جای می‌دهد و در وصف آنان می‌گوید: «ایشان جماعتی باشند که به اصلاح عباد و بلاد مشغول باشند و سعی ایشان بر تکمیل خلق مقصور» (ص ١٤٢). وی دو مقام مقدم بر ابرار را مقام موقنان و محسنان و مقام چهارم را مقام فایزان یا مخلصان می‌داند (همانجا).
گروهی از متصوفه که به تفسیر قرآ« پرداخته‌اند، ابرار را در آیات قرآنی بر مشرب و ذوق خود تفسیر کرده‌اند. روزبهان بقلی می گوید: ابرار آنانند که خدای تعالی از نعمت مشاهدۀ خویش برخوردارشان ساخته و محبت خود را بر دل آنان افکنده است. ابرار از نهرهای انوار صفات و مقربان از دریای ذات سیراب می‌گردند. در شرابِ ابرار از جویبارهای انهار مقربان درآمیخته‌اند. هرگاه ابرار صرفاً از شراب خاص مقربان بنوشند، همگی ذوب می‌شوند. اهل تقوی در جنّتند و ابرار در حضرت. ابرار در مقام انسند و مقربان در مقام قدس (١/١٢٩-١٣٠، ٢/٣٦٦).
چنانکه اشاره شد، روزبهان ابرار را از متوسطان اهل سلوک می‌شمارد و تفاوت آنان را با عارفان در این می‌داند که ابرار در سکر مشاهده مانده از مطالعۀ حقیقت باز می‌مانند، اینان شراب مشاهدۀ حق را با صحو آغاز می کنند و با سکر به پایان می‌برند. در حالی که عارفان با صحو آغاز می‌کنند و با سکر به پایان می‌برند. در حالی که عارفان با صحو آغاز می‌کنند و با همان حال به پایان می رسانند و از رؤیت غرایب تجلّی ذات و صفات برخوردار می‌گردند (٢/٣٥٣). در تفسیر منسوب به ابن عربی نیز ابرار نیکبختانیند که از حجاب آثار و افعال بیرون آمده و به حجابهای صفات محتجب شده‌اند، بی‌آنکه در آن متوقف بمانند، بلکه آنان در عین بقا در عالم صفات متوجه عین ذاتند (٢/٧٤٠). در این تفسیر ابرار به دو گروه تقسیم شده‌اند: یک دسته از آنان در زمرۀ ابدالند و از خویشتن فانی شده‌اند و گروهی دیگر در مقام محو صفات باقی بر حال خویشند و به کمال در فنای ذات دست نیافته‌اند (١/٢٤٣).
ابرار در ادب فارسی علاوه بر معنی قرآنی و معنی خاص صوفیانه، گاه نیز در معنی مطلق و عامّ صوفی و عارف به کار رفته است.
مآخذ: ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناجی، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣ن؛ ابن بابویه، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا، به کوشش محمدمهدی خرسان، نجف، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ ابن شهر آشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی‌طالب، قم، مطبعه علمیه؛ ابن عربی، محیی‌الدین، تفسیر القرآن الکریم، به کوشش مصطفی غالب، بیروت، ١٩٧٨م؛ ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روج‌الجنان، قم، ١٤٠٤ق؛ احسایی، احمدبن زین‌الدین، شرح الزیاره الجامعه الکبیره، کرمان، ١٣٥٥ش؛ انصاری، خواجه عبداللـه، صد میدان، به کوشش قاسم انصاری، تهران، ١٣٥٨ش؛ همو، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، ١٣٤١ش؛ باخرزی، یحیی بن احمد، اورادالاحباب و فصوص الآداب، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ش؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، به کوشش محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفه؛ روزبهان بقلی، عرائس البیان فی حقائق القرآن، نولکشور، ١٣٠١ق؛ زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف، بیروت، دارالمعرفه؛ سرّاج طوسی، ابونصر، اللمع، به کوشش رینولد نیکلسون، لیدن، ١٩١٤م؛ سیوطی، تهران، ١٣٩٢ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضل اللـه یزدی طباطبائی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، قاهره، ١٣٢٥ق؛ طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، به کوشش احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ عطار، محمدبن ابراهیم، تذکره الاولیاء، به کوشش رینولد نیکلسون، لیدن، ١٩٠٥م؛ عیّاشی، محمدبن مسعود، التفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، ١٣٨٠ق، فخر رازی، محمدبن عمر، التفسیر الکبیر، فروزانفر، بدیع الزمان، احادیث مثنوی، تهران، ١٣٦١ش؛ قرطبی، محمد ابن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ١٩٦٧م؛ میبدی، احمدبن محمد، کشف الاسرار وعده الابرار، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ١٣٦١ش؛ نسفی، عزیزالدین بن محمد، کتاب الانسان الکامل، به کوشش ماریان موله، تهران، ١٩٦٢م؛ نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، اخلاق ناصری، به کوشش مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، ١٣٦٠ش؛ هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش د. ﮊوکوفسکی، لنینگراد، ١٩٣٦م.
رسول شایسته