تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٣ - شرح آيات
لَدُنَّا ذِكْراً اين چنين خبرهاى گذشته را براى تو حكايت مىكنيم و به تو از جانب خود قرآن را عطا كرديم.» بشر چون غفلت ورزد از راه راست منحرف مىگردد و بسيارى از ملتها به سبب همين غفلت و فراموشى به سر درآمدهاند. انسان براى اين كه واقعيت خود را دريابد و آيندهاش را بشناسد دو وسيله در اختيار دارد.
نخست: نظر كردن در تاريخ از روى تدبر و تفكر. تاريخ چراغى است كه راه آينده را براى خردمندان روشن مىكند. تاريخ همان دانشگاه تجربه آموزى است كه از زير رواقهاى آن برترين دانشمندان بيرون آمدهاند. تاريخ همان ناصح امينى است كه فطرت خير را در ضمير جويندگان خير بيدار مىكند.
تاريخ همان تذكر و اندرزى است كه در آيات قرآن تجلى مىكند، آن گاه كه براى ما بيان مىدارد كه چگونه امتهاى سعادتمند به سعادت رسيدند و امتهاى شور بخت به حضيض شوربختى نزول كردند. امير المؤمنين على (ع) در اندرزى اهميت تجارب تاريخى را به فرزندش چنين گوشزد مىفرمايد
«اى پسر هر چند كه عمر من به درازى عمر كسانى كه پيش از من زيستهاند، نبوده ولى در اعمال آنان نظر كردهام و در سرگذشتهايشان انديشيدهام و بر آنچه از آنان بازمانده گام زدهام آن سان كه همانند يكى از آنان شدهام. حتى چنان با كارهاى آنان آشنايى يافتهام كه گويى با همه آنها از ابتدا تا انتها زندگى كردهام و سايه و روشنها و سود و زيانهاى ايشان را شناختهام و از صحنه بهترين آن را براى تو برگزيدهام» [١٦] اما وقتى به تاريخ مىنگريم بايد آنچه را كه جوهر و عصاره آن است فراچنگ آريم نه اينكه همه همّ ما مصروف/ ٢٢٦ تفاصيل و جزئيات آن شود.
دوم آن كه: قرآن ذكر ناميده شده، زيرا مؤمنان را از خواب غفلت بيدار مىكند. ضمير ايشان را برمىانگيزد و عقل و خردشان را تشحيذ مىكند.
[١٦] - نهج البلاغة نامه ٣١.