تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - نكته بيعت و خصوصيات آن
نداشته باشد كه اگر خواستهاش را به او بدهد به بيعتش وفا مىكند، و الا خود دارى خواهد كرد، و مردى كه بعد از وقت عصر جنسى را مىفروشد و سوگند ياد مىكند كه فلان مبلغ براى خريد جنس دادهام، و مشترى تصديق مىكند و مىخرد، در حالى كه چنين نبوده است، و كسى كه آب اضافى در بيابان دارد و به ابن سبيل نمىدهد" [١] (تعبير به عصر يا به خاطر شرافت اين وقت است، و يا از اين جهت كه بسيارى از فروشندگان، جنس خود را به همان قيمتى كه خريدهاند در اين موقع مىفروشند).
ثلاثه موبقات: نكث الصفقة و ترك السنة و فراق الجماعة:
" سه گناه است كه انسان را هلاك مىكند (و به عذاب شديد الهى مىافكند):
شكستن بيعت، ترك سنت، و جدايى از جماعت" [٢] ترك سنت ظاهرا اشاره به قوانينى است كه پيامبر اسلام آورده و جدايى از جماعت به معنى اعراض و پشت كردن به آن است نه صرفا عدم شركت در جماعت.
٨- بيعت در سخنان على (ع) در خطبههاى نهج البلاغه كرارا روى مساله بيعت تكيه شده، و امام ع بارها روى بيعتى كه مردم با او كردند تكيه مىكند.
از جمله در يك مورد مىفرمايد:" اى مردم شما بر من حقى داريد، و من بر شما حقى دارم، اما حق شما بر من اين است كه دلسوز و خير خواه شما باشم،
[١]" خصال" باب الثلاثة حديث ٧٠.
[٢]" بحار الانوار" جلد ٦٧ صفحه ١٨٥.