تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١ - ١- حقيقت مرگ؟
على ع در باره حجتهاى الهى در روى زمين چنين مىفرمايد:
هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة، و باشروا روح اليقين، و استلانوا ما استعوره المترفون، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون، و صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلى، اولئك خلفاء اللَّه فى ارضه و الدعاة الى دينه:
" علم و دانش با حقيقت بصيرت به آنها روى آورده، و روح يقين را لمس كردهاند، آنچه دنيا پرستان آن را مشكل مىشمرند براى آنها آسان است، و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند، در اين دنيا با بدنهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوسته، آنها خلفاى الهى در زمينند و دعوت- كنندگان به آئين خدا! [١]
نكتهها:
١- حقيقت مرگ؟
غالبا تصور مىكنند مرگ يك امر عدمى و به معنى فنا است، ولى اين برداشت هرگز با آنچه در قرآن مجيد آمده و دلائل عقلى به آن رهنمون مىشود موافق نيست.
" مرگ" از نظر قرآن يك امر وجودى است، يك انتقال و عبور از جهانى به جهان ديگر است، و لذا در بسيارى از آيات قرآن از" مرگ" تعبير به" توفى" شده كه به معنى باز گرفتن، و دريافت روح از تن به وسيله فرشتگان است.
تعبير آيات فوق" وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِ":" شدائد مرگ به حق
[١]" نهج البلاغه"" كلمات قصار" كلمه ١٤٧.