تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - شان نزول
٣٧- و در كتب ابراهيم همان كسى كه وظيفه خود را به طور كامل ادا كرد.
٣٨- كه هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد.
٣٩- و اينكه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست.
٤٠- و اينكه سعيش به زودى ديده مىشود (و به نتيجهاش مىرسد).
٤١- سپس به او جزاى كافى داده خواهد شد.
شان نزول:
غالب مفسران براى آيات فوق شان نزولى نقل كردهاند ولى اين شان نزولها هماهنگ نيست آنچه بيشتر در ميان آنها معروف است دو شان نزول زير است:
١- اين آيات ناظر به ماجراى عثمان است، او اموال فراوانى داشت و از اموال خود انفاق مىكرد، يكى از بستگان او بنام" عبد اللَّه بن سعد" گفت:
اگر به اين وضع ادامه دهى چيزى براى تو باقى نمىماند، عثمان گفت: من گناهانى دارم كه مىخواهم به اين وسيله رضا و عفو الهى را جلب كنم،" عبد اللَّه" گفت: اگر شتر سواريت را با جهازش به من دهى من تمام گناهانت را به گردن مىگيرم! عثمان چنين كرد، و بر اين قرارداد گواه گرفت، و بعد از آن از انفاق خوددارى كرد (آيات فوق نازل شد و اين كار را شديدا نكوهش كرد، و اين حقيقت را روشن ساخت كه هيچكس نمىتواند بار گناه ديگرى را بر دوش گيرد و نتيجه سعى و تلاش هر كس به خود او مىرسد) [١] ٢- آيه در باره" وليد بن مغيره" است، او به سوى پيامبر ص آمد و به اسلام نزديك شد، بعضى از مشركان او را سرزنش كرده، گفتند: آئين بزرگان
[١] اين شان نزول را" طبرسى" در" مجمع البيان" آورده، و مفسران ديگر مانند" زمخشرى" در" كشاف" و" فخر رازى" در" تفسير كبير" نيز آوردهاند،" طبرسى" بعد از نقل آن مىافزايد: اين شان نزول از ابن عباس و سدى و كلبى و جماعتى از مفسران نقل شده است.