تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١ - ٥- گوشهاى از گفتگوهاى خداوند با پيامبرش در شب معراج
بطلبد.
اما زندگى باقى آن است كه براى نجات خود عمل كند، و دنيا در نظرش كوچك باشد، و آخرت بزرگ، رضاى مرا بر رضاى خويشتن مقدم بشمرد، و پيوسته خشنودى مرا بطلبد، حق مرا بزرگ دارد و توجه به آگاهى من نسبت به خودش داشته باشد.
در برابر هر گناه و معصيتى به ياد من بيفتد، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاك كند، شيطان و وساوس شيطانى را مبغوض دارد، و ابليس را بر قلب خويش مسلط نسازد و به او راه ندهد.
هنگامى كه چنين كند محبت خاصى در قلبش جاى مىدهم، آن چنان كه تمام دلش در اختيار من خواهد بود، و فراغت و اشتغال و هم و غم و سخنش از مواهبى است كه من به اهل محبتم مىبخشم! چشم و گوش قلب او را مىگشايم، تا با گوش قلبش حقايق غيب را بشنود و با دلش جلال و عظمتم را بنگرد"! و سرانجام اين حديث نورانى با اين جملههاى بيدار كننده پايان مىگيرد:
" اى احمد! اگر بندهاى نماز تمام اهل آسمانها و زمين را بجا آورد، و روزه تمام اهل آسمانها و زمين را انجام دهد، همچون فرشتگان غذا نخورد و لباس (فاخرى) در تن نپوشد (و در نهايت زهد و وارستگى زندگى كند) ولى در قلبش ذرهاى دنياپرستى يا رياستطلبى يا عشق به زينت دنيا باشد در سراى جاويدانم در جوار من نخواهد بود! و محبتم را از قلب او بر مىكنم! سلام و رحمتم بر تو باد، و الحمد للَّه رب العالمين" [١] اين سخنان عرشى كه روح انسان را با خود به اوج آسمانها مىبرد، و در
[١]" بحار الانوار" جلد ٧٧ صفحه ٢١ تا ٣٠ (با تلخيص).