تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - تفسير اى مجرمان! راه فرارى نيست
" نقبوا" از ماده" نقب" به معنى سوراخى است كه در ديوار يا پوست ايجاد مىكنند، اما" ثقب" تنها سوراخى را گويند كه در چوب ايجاد مىكنند.
اين" واژه" هنگامى كه به صورت فعلى به كار رود به معنى سير و حركت و به اصطلاح شكافتن راه و پيشروى مىآيد، و به معنى كشورگشايى و نفوذ در مناطق مختلف نيز آمده است.
" منقبت" نيز از همين ماده است و به افعال و صفات اشخاص بر جسته مىگويند به خاطر نفوذ و تاثيرى كه در مردم دارد و يا طريق را براى ترقى صاحبش مىگشايد.
" نقيب" به كسى مىگويند كه در باره جمعيتى بحث و بررسى مىكند و از اوضاع و احوال آنها با خبر است و در درون آنها نفوذ مىكند.
" محيص" از ماده" حيص" (بر وزن حيف) به معنى انحراف و عدول از چيزى است، و به همين مناسبت به معنى فرار از مشكلات، و هزيمت در ميدان جنگ نيز آمده است.
به هر حال، آيه به كفار لجوج معاصر پيامبر ص هشدار مىدهد كه سرى به تاريخ گذشتگان بزنند و آثار آنها را بر صفحات تاريخ و صفحه روى زمين بنگرند، بهبينند خداوند با اقوام سركشى كه پيش از آنها بودند چه كرد؟ اقوامى كه از آنها پر جمعيتتر و با قدرتتر بودند، آن گاه به آينده خود بينديشند.
اين معنى بارها در قرآن مجيد آمده است، از جمله در آيه ٨ سوره زخرف مىخوانيم:" فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً":" ما اقوامى را كه از آنها قوىتر بودند هلاك كرديم".
بعضى آيه مورد بحث را اشاره به" قوم ثمود" مىدانند كه در سرزمين كوهستانى" حجر" در شمال حجاز زندگى مىكردند، كوهها را مىشكافتند،