تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١ - ٤- باز هم افسانه" غرانيق" !
اصولا هواى نفس خود بزرگترين و خطرناكترين بتها است و سرچشمه پيدايش بتهاى ديگر، و مايه گرمى بازار بتپرستى است.
٤- باز هم افسانه" غرانيق"!
در لابلاى بحثى كه پيرامون بتهاى سهگانه عرب، لات و عزى و منات از نظر تاريخى داشتيم، به اين نكته اشاره شده كه آنها اين بتها را" غرانيق" بلند پايه! مىدانستند كه از آنها اميد شفاعت داشتند (" غرانيق" جمع" غرنوق"- بر وزن- مزدور- به معنى نوعى پرنده آبى سفيد رنگ يا سياه رنگ است) و لذا گاه به دنبال ذكر نام اين بتها با جملههاى" تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى" آنها را بدرقه مىكردند.
در اينجا يك داستان خرافى در بعضى از كتب، نقل شده كه" پيامبر ص هنگامى كه به آيه مورد بحث (أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى) رسيد اين دو جمله را شخصا بر آن افزود:" تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى"! و همين سبب شد كه مشركان خوشحال شوند و آن را نوعى انعطاف در مساله بتپرستى از ناحيه پيامبر ص بدانند! و در پايان اين سوره كه مردم را به سجده دعوت كرد آنها نيز همراه مسلمانان به سجده افتادند!، اين خبر به عنوان اسلام آوردن مشركان در همه جا پيچيد، و حتى به گوش مسلمانان مهاجر حبشه رسيد و گروهى چنان خوشحال شدند و احساس امنيت كردند كه از هجرتگاه خود حبشه به مكه بازگشتند" [١]
[١] اين داستان خرافى را" طبرى" مشروحا در تاريخ خود جلد ٢ صفحه ٧٥ به بعد آورده است.