تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - تفسير تحكيم موقعيت پيامبر (ص) و وظائف مردم در برابر او
به پوستهاى تن خود مىگويند چرا بر ضد ما گواهى داديد؟، مىگويند خداوندى كه هر موجودى را به نطق در آورده، ما را گويا ساخته است تا گواهى دهيم"! (فصلت- ٢١).
" زمين" نيز جزء گواهان است، همانگونه كه در سوره زلزال آمده:
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها.
طبق بعضى از روايات" زمان" نيز در آن روز در صف گواهان است، در حديثى از على ع مىخوانيم:
ما من يوم يمر على بنى آدم الا قال له ذلك اليوم انا يوم جديد و انا عليك شهيد، فافعل فى خيرا، و اعمل فى خيرا، اشهد لك به يوم القيامة، فانك لن ترانى بعد هذا ابدا:
" هيچ روزى بر فرزند آدم نمىگذرد مگر اينكه به او مىگويد: من روز تازهاى هستم، و در باره تو گواهى مىدهم، در من كار نيك كن، و عمل خير بجا آور، تا روز قيامت به نفع تو گواهى دهم، چرا كه بعد از اين هرگز مرا نخواهى ديد"! [١] [٢] بدون شك گواهى خداوند به تنهايى كافى است، ولى تعدد گواهان هم اتمام حجت بيشترى است، و هم اثر تربيتى قويترى در انسانها دارد.
به هر حال قرآن مجيد در اين آيه سه ماموريت مهم پيامبر ص را كه مساله شهادت و انذار است به عنوان سه وصف عمده بيان كرده است، تا مقدمهاى باشد براى وظائفى كه در آيه بعد آمده.
[١]" نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ١١٢.
[٢] در باره" گواهان در دادگاه قيامت" بحث ديگرى ذيل آيه ٢٠- ٢٢ سوره" فصلت" داشتهايم.