تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - ٢- حقيقت تقوى
هنگامى كه به ريشه لغوى اين كلمه باز مىگرديم نيز به همين نتيجه مىرسيم، زيرا" تقوى" از" وقاية" به معنى كوشش در حفظ و نگهدارى چيزى است، و منظور در اينگونه موارد نگهدارى روح و جان از هر گونه آلودگى، و متمركز ساختن نيروها در امورى است كه رضاى خدا در آن است.
بعضى از بزرگان براى تقوى سه مرحله قائل شدهاند:
١- نگهدارى نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح.
٢- پرهيز از هر گونه گناه اعم از ترك واجب و فعل معصيت.
٣- خويشتندارى در برابر آنچه قلب آدمى را به خود مشغول مىدارد و از حق منصرف مىكند، و اين تقواى خواص بلكه خاص الخاص است [١] امير مؤمنان على ع (در نهج البلاغه) تعبيرات گويا و زندهاى پيرامون تقوى دارد، و تقوى از مسائلى است كه در بسيارى از خطب و نامهها و كلمات قصار حضرت ع روى آن تكيه شده است.
در يك جا تقوى را با گناه و آلودگى مقايسه كرده چنين مىگويد:
الا و ان الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فى النار! الا و ان التقوى مطايا ذلل حمل عليها اهلها، و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنة!:
" بدانيد گناهان همچون مركبهاى سركش است كه گنهكاران بر آنها سوار مىشوند، و لجامشان گسيخته مىگردد، و آنان را در قعر دوزخ سرنگون مىسازد.
اما تقوى مركبى است راهوار و آرام كه صاحبانش بر آن سوار مىشوند، زمام آنها را به دست مىگيرند، و تا قلب بهشت پيش مىتازند"! [٢]
[١]" بحار الانوار" جلد ٧٠ صفحه ١٣٦.
[٢]" نهج البلاغه" خطبه ١٦.