تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - تفسير منت نگذاريد كه مسلمان شدهايد!
ذات پاكش همه جا حضور دارد، و از رگ گردن به شما نزديكتر، و ميان انسان و قلبش حائل مىشود، با اين حال نيازى به ادعاى شما نيست، او راستگويان را از مدعيان كاذب به خوبى مىشناسد، و از اعماق جانشان با خبر است، حتى درجات شدت و ضعف ايمان آنها را كه گاه از خودشان نيز پوشيده است، نزد او روشن است، با اين حال چرا اصرار داريد كه خدا را از ايمان خود با خبر سازيد؟!
قرآن در پاسخ آنها مىگويد:" آنها بر تو منت مىگذارند كه اسلام آوردهاند"! (يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا).
" به آنها بگو: اسلام خود را بر من منت نگذاريد" (قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ).
" بلكه خداوند بر شما منت مىگذارد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرد اگر در ادعاى ايمان راستگو هستيد"! (بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).
" منت"- چنان كه قبلا هم گفتهايم- از ماده" من" به معنى وزنه مخصوصى است كه با آن وزن مىكنند، سپس به هر نعمت سنگين و گرانقدرى اطلاق شده، منت بر دو گونه است اگر جنبه عملى داشته باشد (به معنى بخشش نعمت گرانقدر) ممدوح است، و منتهاى الهى از اين قبيل است، ولى اگر جنبه لفظى داشته باشد مانند منت بسيارى از انسانها عملى است زشت و ناپسند.