تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٢ - ٤- باز هم افسانه" غرانيق" !
اما همانگونه كه در تفسير" آيه ٥٢ سوره حج" مشروحا بيان كرديم اين نسبتى است ناروا و دروغى است رسوا كه دلائل و قرائن بسيارى بطلان آن را روشن مىكند، كسانى كه اين دروغ را به هم بافتهاند هيچ فكر نكردهاند كه قرآن در ذيل همين آيات مورد بحث صريحا بتپرستى را مىكوبد، و آن را پيروى پندار خام و هواى نفس مىشمرد، و در آيات بعد نيز با صراحت، و شدت تمام، عقائد بتپرستان را محكوم مىكند، و آن را نشانه بى ايمانى و عدم علم و آگاهى آنها مىشمرد، و صريحا به پيامبر ص دستور مىدهد حسابش را از آنها جدا كند و از آنان روى برتابد.
با اين حال چگونه امكان دارد آن دو جمله از پيامبر ص باشد، و يا مشركان آن قدر گرفتار حماقت باشند كه اين جمله را بشنوند اما آيات بعد را كه با صراحت بتپرستى را در هم مىكوبد ناديده بگيرند و سرانجام خوشحال شوند و پس از خاتمه سوره با مؤمنان سجده كنند؟! حقيقت اين است كه سازندگان اين افسانه آن را بسيار ناشيانه و بى مطالعه جعل كردهاند.
ممكن است به هنگام قرائت اين آيه أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى ... از سوى پيغمبر ص ناگهان شيطان يا انسان شيطان صفتى از ميان جمع مشركان حاضر آن دو جمله را افزوده باشد (چرا كه اين دو جمله تقريبا به صورت شعارى براى آنها درآمده بود كه بدرقه نام بتهاى سهگانه مىكردند) و گروهى موقتا به اشتباه افتاده باشند.
اما نه سجده كردن آنها در پايان اين سوره مفهومى دارد، و نه انعطاف پيامبر ص در زمينه بتپرستى، چنان كه سراسر آيات قرآن و تاريخ زندگى او گوياى اين واقعيت است كه او هرگز در مساله مبارزه با بتپرستى در هر- شكل و هر صورت كمترين انعطافى نشان نداد، و هيچ پيشنهادى را در اين زمينه