تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣ - داستان صلح حديبيه
بازگرداندن او لازم نيست!.
همه آزادند هر كس مىخواهد در پيمان محمد وارد شود و هر كس مىخواهد در پيمان قريش.
طرفين متعهدند كه نسبت به يكديگر خيانت نكنند (و جان و مال يكديگر را محترم بشمارند).
از اين گذشته محمد امسال باز مىگردد و وارد مكه نمىشود، اما سال آينده ما به مدت سه روز از مكه بيرون مىرويم و يارانش بيايند اما بيش از سه روز توقف نكنند (و مراسم عمره را انجام دهند و بازگردند) به شرط اينكه جز اسلحه مسافر يعنى شمشير، آن هم در غلاف سلاح ديگرى به همراه نداشته باشند.
بر اين پيمان صلح گروهى از مسلمانان و مشركان گواهى داده، و كاتب عهدنامه على بن ابى طالب بود" [١] مرحوم" علامه مجلسى" در" بحار الانوار" بعضى موارد ديگر نيز نقل كرده از جمله اين كه:
" اسلام در مكه بايد آشكار باشد، و كسى را مجبور در انتخاب مذهب نكنند و اذيت و آزارى به مسلمانان نرسانند" [٢] اين مضمون در تعبير سابق نيز اجمالا وجود داشت.
در اينجا پيامبر ص دستور داد شترهاى قربانى را كه به همراه آورده بودند در همانجا قربانى كنند، سرهاى خود را بتراشند و از احرام به در آيند.
اما اين امر براى جمعى از مسلمانان سخت ناگوار بود، چرا كه بيرون آمدن از احرام بدون انجام مناسك عمره در نظر آنها امكان پذير نبود، ولى پيغمبر ص شخصا پيشگام شد، و شتران قربانى را نحر فرمود، و از احرام بيرون آمد، و به
[١]" تاريخ طبرى" جلد ٢ صفحه ٢٨١ (با مقدارى تلخيص).
[٢]" بحار الانوار" جلد ٢٠ صفحه ٣٥٢.