تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - تفسير به اخبار فاسقان اعتنا نكنيد!
در مواردى كه به اصطلاح منظور بيان قيود يك مساله و مقام احتراز است حجت مىباشد و ذكر اين قيد (قيد فاسق) در آيه فوق طبق ظهور عرفى هيچ فايده قابل ملاحظهاى جز بيان حجيت خبر عادل ندارد.
و اما در مورد تعليلى كه ذيل آيه آمده است ظاهر اين است كه هر گونه عمل به ادله" ظنيه" را شامل نمىشود، بلكه ناظر به مواردى است كه در آنجا عمل، عمل جاهلانه يا سفيهانه و ابلهانه است، چرا كه در آيه روى عنوان" جهالت" تكيه شده، و مىدانيم غالب ادلهاى كه تمام عقلاى جهان در مسائل روزمره زندگى روى آن تكيه مىكنند دلائل ظنى است (از قبيل ظواهر الفاظ، قول شاهد، قول اهل خبره، قول ذو اليد و مانند اينها).
معلوم است كه هيچيك از اينها جاهلانه و سفيهانه شمرده نمىشود، و اگر احيانا مطابق با واقع نباشد مساله ندامت نيز در آن مطرح نيست چون يك راه عمومى و همگانى است.
به هر حال به عقيده ما اين آيه از آيات محكمى است كه دلالت بر" حجيت خبر واحد" حتى در" موضوعات" دارد، و در اين زمينه بحثهاى فراوانى است كه اينجا جاى شرح آن نيست.
بعلاوه نمىتوان انكار كرد كه مساله اعتماد بر اخبار موثق اساس تاريخ و زندگى بشر را تشكيل مىدهد، به طورى كه اگر مساله حجيت خبر عادل يا موثق از جوامع انسانى حذف شود بسيارى از ميراثهاى علمى گذشته، و اطلاعات مربوط به جوامع بشرى، و حتى مسائل زيادى از آنچه امروز در جامعه خود با آن سر و كار داريم به كلى حذف خواهد شد، و نه تنها انسان به عقب باز مىگردد، بلكه گردش چرخهاى زندگى فعلى او نيز متوقف خواهد شد.
لذا اجماع همه عقلا بر حجيت آن است و شارع مقدس نيز آن را" قولا" و" عملا" امضا فرموده است.