تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - تفسير منكران لجوج در كار خود سرگردانند!
گفتند، و بارها پاسخ شنيدند و باز هم از روى لجاجت تكرار كردند.
به هر حال قرآن مجيد در اينجا از چند راه به آنها پاسخ مىگويد:
نخست: به علم بى پايان خدا اشاره كرده، مىفرمايد:" ما مىدانيم آنچه را زمين از بدن آنها مىكاهد و كم مىكند؟ و نزد ما كتابى است كه همه چيز در آن محفوظ است" (قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ).
اگر اشكال و ايراد شما به خاطر اين است كه استخوانهاى آدمى مىپوسد، و گوشت او خاك مىشود، و جزء زمين مىگردد و ذراتى از آن نيز تبديل به بخار و گازهاى پراكنده در هوا مىگردد، چه كسى مىتواند آنها را جمع آورى كند؟ و اصلا چه كسى از آنها با خبر است؟
پاسخش معلوم است: خداوندى كه علم او به تمام اشياء احاطه دارد تمام اين ذرات را مىشناسد، و به هنگام لزوم همه را جمع آورى مىكند، همانگونه كه ذرات پراكنده آهن را در ميان تلى از غبار با يك قطعه آهنربا مىتوان جمع- آورى كرد، جمع آورى ذرات پراكنده هر انسان براى خدا از اينهم آسانتر است.
و اگر ايراد آنها اين است كه حساب اعمال انسان را چه كسى براى معاد و رستاخيز نگهميدارد؟ پاسخش اين است كه همه اينها در لوح محفوظ ثبت است، و اصولا چيزى در اين عالم گم نمىشود، حتى اعمال شما باقى مىماند، هر چند تغيير شكل مىدهد.
" كِتابٌ حَفِيظٌ" به معنى كتابى است كه حافظ اعمال تمام انسانها و غير آن است، و اشاره به" لوح محفوظ" است كه شرح آن را ذيل آيه ٣٩ سوره رعد دادهايم (جلد دهم صفحه ٢٤١).