تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣١ - تفسير ظن و گمان هرگز كسى را به حق نمىرساند
شيطان صفت است، و قبول خرافات و موهومات نشانه انحراف و بى عقلى است.
روشن است واژه" ظن" (گمان) دو معنى متفاوت دارد: گاه به معنى گمانهاى بى پايه است كه طبق تعبيرات آيات قبل همرديف" هواى نفس و اوهام و خرافات" است، منظور از اين كلمه در آيات مورد بحث همين معنى است.
معنى ديگر: گمانهايى است كه معقول و موجه است و غالبا مطابق واقع و مبناى كار عقلا در زندگى روزمره مىباشد، مانند شهادت شهود در محكمه و دادگاه، يا" قول اهل خبره" و يا" ظواهر الفاظ" و امثال آن كه اگر اينگونه گمانها را از زندگى بشر برداريم و تنها تكيه بر يقين قطعى كنيم نظام زندگى به كلى متلاشى مىشود.
بدون شك اين قسم از ظن داخل در اين آيات نيست، و شواهد فراوانى در خود اين آيات بر اين معنى وجود دارد، و به تعبير ديگر قسم دوم در حقيقت يك نوع علم عرفى است نه گمان، بنا بر اين كسانى كه با اين آيه (إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً) و مانند آن براى نفى حجيت" ظن" به طور كلى استدلال كردهاند قابل قبول نيست.
اين نكته نيز قابل توجه است كه" ظن" در اصطلاح فقها و اصوليين به معنى اعتقاد راجح است (اعتقادى كه يك طرف احتمال در نظر انسان ترجيح داشته باشد) ولى در لغت مفهوم گستردهاى دارد كه حتى به" وهم" و احتمالات ضعيف نيز گفته مىشود، و ظن بت پرستان از همين قبيل بود، خرافهاى به صورت يك احتمال ضعيف در مغزشان ظاهر مىشد، سپس هواى نفس به فعاليت برمىخاست و آن را تزيين مىكرد، و احتمال ديگر را كه در مقابل آن قرار داشت و قويتر بود به دست فراموشى مىسپرد و تدريجا به صورت يك اعتقاد راسخ درمىآمد، در حالى كه هيچ پايهاى نداشت.