تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - ٢- سكرات موت
در حديث ديگرى مىخوانيم: امام موسى بن جعفر ع وارد بر كسى شد، در حالى كه غرق سكرات موت بود، و به هيچكس پاسخ نمىگفت، جمعيت عرض كردند: اى فرزند رسول خدا ص! دوست داريم حقيقت مرگ را براى ما شرح دهى، و بگويى بيمار ما الان در چه حالى است؟
فرمود:" مرگ وسيله تصفيه است كه مؤمنان را از گناه پاك مىكند، و آخرين ناراحتى اين عالم است، و كفاره آخرين گناهان آنها است، در حالى كه كافران را از نعمتهايشان جدا مىكند، و آخرين لذتى است كه به آنها مىرسد و آخرين پاداش كار خوبى است كه احيانا انجام دادهاند، و اما اين شخص محتضر به كلى از گناهانش پاك شد و از معاصى بيرون آمد و خالص گشت آن چنان كه لباس چركين با شستشو پاك مىشود، و او هم اكنون شايستگى آن را پيدا كرده كه در سراى جاويد معاشر ما اهل بيت باشد"! [١]
٢- سكرات موت
در آيات فوق سخن از" سكرات مرگ" بود، و گفتيم" سكرات" جمع" سكرة" به معنى حالتى است شبيه مستى كه بر اثر شدت حادثهاى دست مىدهد و انسان را سخت مضطرب مىسازد، ولى مستى نيست.
درست است كه مرگ براى مؤمنان آغاز يك انتقال به جهانى وسيعتر، و مملو از مواهب الهى است، ولى با اينهمه اين حالت انتقالى براى هيچ انسانى آسان نيست، چرا كه روح ساليان دراز با اين تن خو گرفته، و پيوند داشته است.
لذا هنگامى كه از امام صادق ع سؤال مىكنند چرا هنگامى كه روح
[١] همان مدرك.