تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ١- حقيقت مرگ؟
به سراغ انسان مىآيد" نيز اشاره به همين معنى است [١] در بعضى از آيات مرگ را صريحا مخلوق خدا شمرده: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ (ملك- ٢).
در روايات اسلامى تعبيرات مختلفى در باره حقيقت مرگ آمده است.
در حديثى مىخوانيم كه از على بن الحسين امام سجاد ع سؤال كردند:
ما الموت؟ مرگ چيست؟
در پاسخ فرمود:
للمؤمن كنزع ثياب وسخة قملة، و فك قيود، و اغلال ثقيلة، و الاستبدال بافخر الثياب، و اطيبها روائح، و اوطى المراكب و انس المنازل:
و للكافر كخلع ثياب فاخرة، و النقل عن منازل انيسة، و الاستبدال باوسخ الثياب و اخشنها، و اوحش المنازل، و اعظم العذاب!:
" براى مؤمن مانند كندن لباس چركين و پر حشرات است، و گشودن غل و زنجيرهاى سنگين، و تبديل آن به فاخرترين لباسها، و خوشبوترين عطرها، و راهوارترين مركبها و مناسبترين منزلها است".
" و براى كافر مانند كندن لباسى است فاخر، و انتقال از منزلهاى مورد علاقه، و تبديل آن به چركترين و خشنترين لباسها، و وحشتناكترين منزلها و بزرگترين عذاب"!.
از امام محمد بن على ع نيز همين سؤال شد فرمود:
[١] در اينكه" با" در" بالحق" چه معنى دارد؟ احتمالات مختلفى دادهاند، بعضى آن را" باء تعديه" گرفتهاند، و حق را به معنى مرگ كه معنى جمله چنين مىشود:" سكرات موت مطلبى را كه واقعيت دارد- يعنى مرگ- را با خود مىآورد" و گاه آن را به" معنى ملابست" گرفتهاند يعنى" سكرات موت همراه با حق فرا مىرسد".