تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨ - ٢- سخنى در باره شفاعت
كند كه موجب رضاى خدا است از دنيا بيرون نمىرود مگر به آن برسد"! [١] و از بعضى روايات استفاده مىشود كه هر گاه در دنيا به آن نرسد به ثواب و پاداش آن خواهد رسيد [٢]
٢- سخنى در باره شفاعت
آيه اخير از آياتى است كه به روشنى از امكان شفاعت به وسيله فرشتگان خبر مىدهد، جايى كه آنها حق شفاعت به اذن و رضاى خدا داشته باشند انبياء و اولياى معصوم به طريق اولى چنين حقى را دارند.
ولى نبايد فراموش كرد كه آيه فوق با صراحت مىگويد: اين شفاعت بى قيد و شرط نيست، بلكه مشروط به اذن و رضاى خدا است، و از آنجا كه اذن و رضاى او بى حساب نيست بايد رابطهاى ميان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش بدهد، و اينجاست كه اميد شفاعت به صورت يك مكتب تربيتى براى انسان درمىآيد، و مانع از گسستن تمام پيوندهاى او با خدا مىشود [٣]
[١] بحار الانوار جلد ٧١ صفحه ٢٦١ (باب ثواب تمنى الخيرات).
[٢] همان مدرك.
[٣] تعبير به" لِمَنْ يَشاءُ" كه در آيه فوق آمده ممكن است اشاره به انسانهايى باشد كه خدا اجازه شفاعت آنها را مىدهد، و يا اشاره به فرشتگانى باشد كه اجازه شفاعت به آنها مىدهد، ولى احتمال اول مناسبتر است.