تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - تفسير تعصب و حميت جاهليت بزرگترين سد راه كفار!
[سوره الفتح (٤٨): آيه ٢٦]
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (٢٦)
ترجمه:
٢٦- به خاطر بياوريد هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليت داشتند، و (در مقابل) خداوند آرامش و سكينه را بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود، و آنها را به تقوى ملزم ساخت كه از هر كس شايستهتر و اهل و محل آن بودند، و خداوند به هر چيز عالم است.
تفسير: تعصب و حميت جاهليت بزرگترين سد راه كفار!
در اين آيات باز مسائل مربوط به ماجراى" حديبيه" تعقيب مىشود، و صحنههاى ديگرى از اين ماجراى عظيم را مجسم مىكند.
نخست به يكى از مهمترين عوامل بازدارنده كفار از ايمان به خدا و پيامبر ص و تسليم در مقابل حق و عدالت اشاره كرده، مىگويد:" بخاطر بياوريد هنگامى كه كافران در دلهاى خود نخوت و خشم جاهليت را قرار دادند (إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ) [١]
[١]" جعل" گاه يك مفعول مىگيرد و آن در موردى است كه به معنى ايجاد باشد مانند آيه مورد بحث كه فاعل" الذين كفروا" است، و مفعول آن" الحمية" مىباشد، و منظور از ايجاد در اينجا حفظ اين حالت و الزام و پاى بندى به آن است، و گاه دو مفعول مىگيرد و آن جايى است كه به معنى صيرورت باشد.