تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢ - تفسير باز هم بركات صلح حديبيه!
بعضى اشاره به فتح" مكه" و غنائم" حنين" مىدانند، و بعضى به فتوحات و غنائمى كه بعد از پيغمبر ص نصيب امت اسلامى شد (مانند فتح ايران و روم و مصر).
اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به همه آنها باشد [١] تعبير به" لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها" اشاره به اين است كه مسلمانان قبل از آن هرگز احتمال چنين فتوحات و غنائمى را نمىدادند ولى به بركت اسلام و امدادهاى الهى اين نيرو و توان براى آنها پيدا شد.
بعضى از اين جمله چنين استنباط كردهاند كه قبلا در ميان مسلمانان بحثى در باره اين فتوحات بوده است، اما خود را از انجام آن ناتوان مىديدند، مخصوصا در حديثى كه در داستان جنگ احزاب آمده مىخوانيم: آن روز كه پيامبر ص بشارت فتح ايران و روم و يمن را به مسلمانان داد منافقان آن را به باد سخريه گرفتند.
جمله قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها (خداوند آن را احاطه فرموده) اشاره به احاطه قدرت پروردگار بر اين غنائم يا فتوحات است، و بعضى آن را اشاره به احاطه علمى او دانستهاند اما معنى اول با جملههاى ديگر آيه سازگارتر است، البته جمع ميان هر دو نيز مانعى ندارد.
و بالآخره آخرين جمله آيه يعنى" وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً" در حقيقت به منزله بيان علت است براى جمله قبل اشاره به اينكه با قدرت خداوند بر همه چيز اين گونه فتوحات براى مسلمانان عجيب نيست.
و به هر حال، آيه از اخبار غيبى و پيشگوييهاى قرآن مجيد در باره حوادث آينده است، اين پيروزيها در مدت كوتاهى به وقوع پيوست و عظمت اين
[١]" اخرى" صفت براى" مغانم" است كه محذوف مىباشد، و در تقدير" مغانم اخرى" است كه منصوب است به خاطر عطف بر" مغانم كثيرة".