تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - تفسير آداب حضور پيامبر (ص)
به آنها دادند آنها تحت تاثير مجموع اين مسائل واقع شدند و به نبوت پيامبر اعتراف كردند.
آيات مورد بحث ناظر به سر و صداى آنها در پشت خانه پيامبر ص است.
شان نزول ديگرى ذكر كردهاند كه هم مربوط به آيه اول، و هم آيات بعد است، و آن اينكه: در سال نهم هجرت كه" عام الوفود" بود (سالى كه هيئتهاى گوناگونى از قبائل براى عرض اسلام يا عهد و قرار داد خدمت پيامبر ص آمدند) هنگامى كه نمايندگان قبيله" بنى تميم" خدمت پيامبر ص رسيدند ابو بكر به پيامبر ص پيشنهاد كرد كه" قعقاع" (يكى از اشراف قبيله) امير آنها گردد، و عمر پيشنهاد كرد،" اقرع بن حابس" (فرد ديگرى از آن قبيله) امير شود، در اينجا ابو بكر به عمر گفت: مىخواستى با من مخالفت كنى؟
عمر گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در اين موقع سر و صداى هر دو در محضر پيامبر ص بلند شد، آيات فوق نازل گشت، يعنى نه در كارها بر پيامبر ص پيشى گيريد، و نه در كنار خانه پيامبر ص سر و صدا راه بيندازيد [١]
تفسير: آداب حضور پيامبر (ص)
چنان كه در محتواى سوره اشاره كرديم در اين سوره يك رشته از مباحث مهم اخلاقى و دستورات انضباطى نازل شده كه آن را شايسته نام" سوره اخلاق" مىكند، و در آيات مورد بحث كه در آغاز سوره قرار گرفته، به دو قسمت از اين
[١]" تفسير قرطبى" جلد ٩ صفحه ٦١٢١، و تفسير فى ظلال القرآن جلد ٧ صفحه ٥٢٤، و سيره ابن هشام جلد ٤ صفحه ٢٠٦ به بعد (با تفاوتهايى) اين داستان را نقل كردهاند (اين حديث در صحيح بخارى نيز آمده است- صحيح بخارى جزء ٦ صفحه ١٧٢ در تفسير سوره حجرات).