تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - تفسير پاداش سحرخيزان نيكوكار
آن خوددارى شد [١]
در آخر شب كه چشم غافلان در خواب است، و محيط از هر نظر آرام، قال و غوغاى زندگى مادى فرو نشسته، و عواملى كه فكر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمىخيزند، و به درگاه خدا مىروند، در پيشگاه معبود به راز و نياز مىپردازند، نماز مىخوانند، و مخصوصا از گناهان خود استغفار مىكنند.
بسيارى معتقدند كه منظور از استغفار در اينجا همان" نماز شب" است، از اين جهت كه" قنوت نماز وتر" مشتمل بر استغفار است.
" اسحار" جمع" سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى" پوشيده و پنهان بودن" است، و چون در ساعات آخر شب پوشيدگى خاصى بر همه چيز حاكم است" سحر" ناميده شده.
واژه" سحر" (بر وزن شعر) نيز به چيزى گفته مىشود كه چهره حقائق را مىپوشاند و يا اسرار آن از ديگران پوشيده است.
در روايتى در تفسير" در المنثور" آمده است كه پيغمبر گرامى اسلام ص فرمود:
ان آخر الليل فى التهجد احب الى من اوله، لان اللَّه يقول و بالاسحار هم
[١]" ما" در" ما يهجعون" ممكن است زائده و براى تاكيد باشد، يا موصوله و يا مصدريه (چنان كه در تفسير فخر رازى و الميزان آمده است) هر چند بعضى تنها زائده و مصدريه را گفتهاند (چنان كه در تفسير قرطبى و روح البيان آمده است) اما اينكه بعضى احتمال دادهاند" نافيه" باشد بسيار بعيد به نظر مىرسد.