تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - ٢- حقيقت تقوى
مىآفريند وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ (بقره- ٢٨٢).
و نيز" نيكى" و" تقوى" را قرين هم مىشمرد، وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى.
و" عدالت" را قرين" تقوى" ذكر مىكند: اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى.
اكنون بايد ديد حقيقت تقوى اين سرمايه بزرگ معنوى و اين بزرگترين افتخار انسان با اينهمه امتيازات چيست؟
قرآن اشاراتى دارد كه پرده از روى حقيقت تقوى بر مىدارد: در آيات متعددى جاى تقوى را" قلب" مىشمرد، از جمله مىفرمايد:
أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى:" آنها كه صداى خود را در برابر رسول خدا ص پائين مىآورند و رعايت ادب مىكنند كسانى هستند كه خداوند قلوبشان را براى پذيرش تقوى آزموده است" (حجرات- ٣).
قرآن،" تقوى" را نقطه مقابل" فجور" ذكر كرده، چنان كه در آيه ٨ سوره شمس مىخوانيم: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها:" خداوند انسان را آفريد و راه فجور و تقوى را به او نشان داد".
قرآن هر عملى را كه از روح اخلاص و ايمان و نيت پاك سرچشمه گرفته باشد بر اساس" تقوى" مىشمرد، چنان كه در آيه ١٠٨ سوره توبه در باره مسجد" قبا" كه منافقان مسجد" ضرار" را در مقابل آن ساختند مىفرمايد:
لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ:" مسجدى كه از روز نخست بر شالوده تقوى باشد شايستهتر است كه در آن نماز بخوانى".
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه" تقوى" همان احساس مسئوليت و تعهدى است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب بر وجود انسان حاكم مىشود و او را از" فجور" و گناه باز مىدارد، به نيكى و پاكى و عدالت دعوت مىكند، اعمال آدمى را خالص و فكر و نيت او را از آلودگيها مىشويد.